کارشناسی ارشد طراحی فرایند 1390 دانشگاه سمنان

دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : شنبه بیست و یکم تیر 1393
زمان : 17:15
پارسیان ابتکار فاطر


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : جمعه بیستم تیر 1393
زمان : 23:32
دعای روز نهم ماه مبارک رمضان


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393
زمان : 16:53
دعای روز ششم ماه مبارک رمضان


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : جمعه سیزدهم تیر 1393
زمان : 14:47
دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : پنجشنبه دوازدهم تیر 1393
زمان : 13:7
دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : چهارشنبه یازدهم تیر 1393
زمان : 13:4


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه نهم تیر 1393
زمان : 12:32
دعای روز اول ماه مبارک رمضان


سلام


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : یکشنبه هشتم تیر 1393
زمان : 12:27
تولدتون مبارک خانم ترامشلو


سلام به همه

انشاالله که حال همتون خوب باشه...

همین تاریخ‌های تولد هست که پست‌هایی رو توی وبلاگ خلق می‌کنه و مانع از سقوط کامل وبلاگ به قهقرا می‌شه... انشاالله به زودی با پست‌های متنوعی به وبلاگ بر می گردم. اما به هر حال،

خانم ترامشلو تولدتون مبارک. انشاالله 1200 ساله بشین...

 


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393
زمان : 0:51
عیدتون مبارک...


سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه...

دیشب یه پیامک به دستم رسید، خوشم اومد. شما هم بخونین:

اصلا من از بچگی دیوونه بودم
اعتراف ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﻭﺭان
مدرسه ،ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺟﻐﺮﺍﻓﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.
 ﯾﻪﺳﻮﺍﻟﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ:
ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻤﺮ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ؟
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﻮﺷﺘﻢ:
 ﻗﻤﺮ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ (ع)
معلم اهل دل ما نیز معرفت را تمام کرده و کنار آن سوال، علاوه بر علامت صحیح، نوشته بود:
رحمت به لقمه ی حلال پدرت!

عیدتون  مبارک

 


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه دوازدهم خرداد 1393
زمان : 15:32
تولدتون مبارک خانم معرب


سلام به همه

انشاالله که حال همتون خوب باشه...

تولدتون مبارک باشه خانم معرب. انشاالله 12000 هزار ساله بشین...

انشاالله به زودی های زود یه پست کلی خواهم گذاشت. بالطبع تولد بدون کیک رو هم باید به علت دسترسی به اینترنت با گوشی, پذیرایی بشید تا ...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : شنبه دهم خرداد 1393
زمان : 1:46
افتخار پارس


 


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393
زمان : 10:10
تولدتون مبارک خانم امیدی


سلام


تولدتون مبارک خانم امیدی



پست ها و نظرات پایین رو هم خوندم. انشاالله به زودی نظرم رو در مورد شیرینی ها عنوان می کنم.


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393
زمان : 2:17
شیرینی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


سلام به همه ی دوستان

خدمتتون عارضم که آمار طلب شیرینی ها داره زیاد میشه و از اونجاییکه اگه همه رو بخوایم یه جا بخوریم خطر ابتلا به دیابت میره بالا در نتیجه طبق الویت زیر دوستان بدهکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نسبت به این امر خطیر و مهم و  حیاتی اقدام کنید. با تشکر

1- دکتر الهه و مصطفی

2- عروس خانوم ها به ترتیب: الهه محبوبه فرزانه

3- بابای امیرعلی

4- مهندس ایمان (پالایشگاه)

اگه چیزی جا مونده لطفا اضافه کنید

:)


نویسنده : ندا علی اسکندری
تاریخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393
زمان : 10:51
شما هم رفتین؟؟؟


سلام به همه ی دوستان

انشا الله که حال همتون خوب باشه...

شکر خدا مثل این که اتفاقات خوب در سال ۹۳، یکی یکی داره اتفاق می افته. شواهد نشون می ده همه منتظر بودن تا دفاعا تموم بشه... البته حداقل در مورد خانم جان بک لو که جا داره یه تبریک مفصل بهشون بگم، این طور نبوده و صبر آقاشون دیگه تموم شده ...

 خیلی یهویی، یه خبر جدید هم بهتون بگم.

خانم امیدی هم نامزد کردن و خوشبختانه به جمع متاهلین پیوستند...

تبریک می گم بهتون خانم امیدی... انشا الله ۱۲۰۰۰ سال در کنار همسرتون به خوبی و خوشی زندگی کنین... 

 

خانم امیدی به قول خانم نجان تو پست قبلی، شیرینی یادتون نره و نشه مث شیرینی هایی که قرار بود داده بشه...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393
زمان : 0:30
پیوندتان مبارک...


سلام به همه ی دوستان

دوباره یه اتفاق مهم و البته خیلیییییییییی خوب برای یکی از مهندسان جوان...


keykearoosi8

تو شب تولد حضرت فاطمه و روز زن محبوبه هم به جمع متاهلین پیوست

محبوبه جان دوست عزیزم خیلی خیلی بهت تبریک می گم

امیدوارم 1200 سال در کنار همسرت خوشبخت و شاد زندگی کنید


red_rose_www.jahaniha.com_6





نویسنده : مریم نجان
تاریخ : دوشنبه یکم اردیبهشت 1393
زمان : 18:42
نظر جالب


سلام

امروز توی نظرات پست تولد پسر آقا محمودی، یه نظر جالب اومده بود. دیدم جالبه، گفتم بخونینش:

من پسر خاله‌ی امیر علی هستم. پسر آرام و خوبی است. تبریک به خاله و شوهر خاله‌ی عزیزم. پایان.

توسط:محمد مهدی محمودی عالمی



نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393
زمان : 15:4
مجموعه عکس‌های خنده دار و بامزه


دیگه این مدلیشو ندیده بودیم!

جدیدترین مدل موی فانتزی


خب دیگه خسته شدم این آخر دیگه حالی برام نمونده 

خدا نگهدار تا برنامه بعد ….!

عکس های خیلی خنده درا


عکس های خنده دار و بامزه


عکس های خنده دار و بامزه

کدوم بیشعوری سوسیسای منو اینجوری کرده؟!؟

عکس های خنده دار و بامزه

یکی از اتفاقات گند زندگی!

عکس های خنده دار و بامزه

خدایی قبول دارین!؟

عکس های خنده دار و بامزه

من؛ وقتی از بابام پول تو جیبی میخوام!

عکس های خنده دار و بامزه

خروس غیرتی به این میگن!

عکس های خنده دار و بامزه

یک روز معمولی در خوابگاه پسران!

عکس های خنده دار و بامزه

قدیما برف بود و خونه

الان دوده هست و کارخونه

عکس های خنده دار و بامزه

خلاقیت جالب

عکس های خنده دار و بامزه

بابا خالی بندی تا این حد آخه 

خدا پدر فیلمای هندی رو بیامرزه!

عکس های خنده دار و بامزه

دستشون درد نکنه، فکر سگه هم بودن

عکس های خنده دار و بامزه

خیلی دوس دارم بدونم اینایی که اولین قدم رو گذاشتن روی سیمان ها

چی فکر کردن که بقیه راه رو هم اومدن؟

عکس های خنده دار و بامزه

 آخرشه!

گاو تربیت کرده در حد اسب!

عکس های خنده دار و بامزه

هدف از این کار چی میتونه باشه عایا؟!

عکس های خنده دار و بامزه

دوش و شیر پا شوی قبل از ورود به منزل!

از واجبات بعضی از آقایان!

عکس های خنده دار و بامزه

جدیدترین متد قفل امنیتی

عکس های خنده دار و بامزه

شکار صحنه

عکس های خنده دار و بامزه

بدون شرح!

عکس های خنده دار و بامزه

شکار صحنه!

عکس های خنده دار و بامزه

مجموعه خاطرات یک پسر، به همراه رایحه خوش بوی باقالی پخته!

عکس های خنده دار و بامزه

شباهت در حد رونالدینیو و رونی!

عکس های خنده دار و بامزه

کاری از واحد تعمیر و ترمیم و بازسازی بافت های فرسوده!

با تشکر از واحد حمل و نقل

بخش پشتیبانی، بخش ترابری، مدیریت روابط عمومی، تیم تدارکات

و با تشکر ویژه از مهندسین متخصص و  نیروی انسانی سازمان

عکس های خنده دار و بامزه

شک نکنید کار یه مرده.

عکس های خنده دار و بامزه

اههههههه …. اینم افتاد

باید یکی دیگه رایت کنم!

عکس های خنده دار و بامزه

نقاشی های سه بعدی

عکس های خنده دار و بامزه

عکس های خنده دار و بامزه

موشام کو؟؟؟

عکس های خنده دار و بامزه

صندلی روزهای جمعه تعطیل است!

عکس های خنده دار و بامزه

زامبی بادام زمینی!

عکس های خنده دار و بامزه

شکار صحنه

عکس های خنده دار و بامزه

ژاکت خانواده!

عکس های خنده دار و بامزه

تبدیل یو اس بی چند کاره

عکس های خنده دار و بامزه

ایده جالب و کاربردی

عکس های خنده دار و بامزه

شکار صحنه

عکس های خنده دار و بامزه

ابتکار و خلاقیت بسیار جالب

عکس های خنده دار و بامزه

اون آقاهه که هیچی

دختر خوب، شما احساس نکردی سایه افتاده رو چشت آیا!؟

عکس های خنده دار و بامزه

متاسفانه در بعضی مواقع اینجوری میشه!

عکس های خنده دار و بامزه

بدو بدو  کباب مقاومتیه!

عکس های خنده دار و بامزه

قطعا ما دهه شصتی ها هممون رتبه تخست رو تصاحب میکنیم

(لاستیک گردانی از بازی های دوران کودکی ما بود)

عکس های خنده دار و بامزه


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393
زمان : 17:27
سالی که گذشت... (قسمت دوم)


خانم امیدی یگانه بچه محل وبلاگ ما هم در سال ۹۲ دفاع کردند. دفاعی که خودشون عنوان می کنن خیلی اذیتشون کرده و باعث شده دور و بری‌ها هم از تشویق ایشون برای ادامه تحصیل دست بردارن. من یک بار دیگه برای تمام اتفاقات خوب سال ۹۲ به ایشون تبریک می‌گم... انشاالله در سال جدید هم همش دور و بر محلمون خبرای خوب و خوش باشه... راستی یادم رفت بگم که بنده به دلایل امنیتی تعریف شده از سمت استاد راهنمام، نتونستم سر جلسه‌ی دفاع خانم امیدی ظاهر بشم!!!

میلاد سلطانی، آخرین نفر از بچه‌های ما بود که در سال ۹۲ دفاع کرد. میلاد بعد از یک تجربه‌ی ناموفق در مورد پروژه‌ای سنگین که تو اصفهان براش تعریف شده بود، مجبور شد بعد از تقریبا دو ترم، برگرده سمنان و تو شیش ماه به صورت شبانه روزی، فعالیتاشو توی سمنان پیگیری کنه. این امر تقریبا باعث شد کل سال ۹۲ برای میلاد، به پروژه‌ی کارشناسی ارشدش ختم بشه. بعله... خسته نباشی میلاد...

خانم جان بک لو هم که انقدر این اواخر سال ۹۲ سرشون شلوغه که وقت ندارن پروژشونو به سرانجام برسونن... خانم جان بک لو هم اکنون در شرکت کلران مشغول به کار هستند. برای دیدن سایت این شرکت و حوزه‌ی فعالیتشون هم می‌تونین اینجا کلیک کنید. پستشون در داخل شرکت رو هم خودشون برامون توضیح خواهند داد... خبرهای خوبی هم از ایشون در سال جدید به گوش خواهد رسید...

خانم اسکندری هم مهم‌ترین اتفاق ممکن براشون در سال ۹۲، همون امر خطیر به اتمام رسوندن پایان نامشون بود. پایان نامه ای با یک موضوع و عنوانی که هم وقت گیر وهم سخت بود... ارتباط بر قرار کردن بین دانشگاه‌ها و افراد مختلف، شاید مهم‌ترین امر پروژه‌ی ایشون بوده که من می دونم چقدر سخته...

خانم اسکندری هم تو یه شرکت به عنوان کارشناس مهندسی شیمی بر روی پرو‌ژه‌های صنعتی مشغول به کار هستند...

خانم ترامشلو که در جریان ارتباط مستقیم با جلسه‌ی دفاع ایشون بودین. سال ۹۲ برای ایشون هم حول پروژه‌ی ارشدشون می گذشت. الان هم ایشون در یک کارخونه مشغول به کار هستن... البته خانم ترامشلو رو می‌شه به عنوان یک مترجم هم به حساب اورد. ترجمه گیر اوردین بیارین، با قیمت مناسب و در اسرع وقت... خانم ترامشلو فقط حق وبلاگ یادتون نره...

مهدی سبزه میدانی از خم و چم زندگیش تو سال ۹۲ خیلی چیزا می‌دونم. اما دوست دارم خودش برامون بنویسه چه خبره و چه کار می‌کنه تا من نه چیزی رو از قلم بندازم و نه چیزی رو عنوان کنم که لازم به ویرایش باشه...

از محسن خسروی هم همون جلسه‌ی دفاعشو خبر دارم و بس. البته می دونم نرم افزار هم تدریس می‌کنه...

شکروی کی هست؟؟؟ فکر کنم اسمشو جایی شنیده باشم...

خوب همون طور که تو پست قبل عنوان کردم، این از اطلاعات ناقص من بود که در قالب دو تا پست براتون نوشتم...  اگر توضیحات تکمیلی ای دارین حتما بگین تا اضافه بشه...

در آخر سال جدید رو پیشاپیش به همتون تبریک می‌گم. برای همه سالی سرشار از خوبی و خوشی رو همراه با خانواده‌هاشون آرزومندم ...

این پوستر هم ناقابله...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392
زمان : 1:59
سالی که گذشت... (قسمت اول)


سلام به همه‌ی دوستان

امیدوارم که حال همتون خوب باشه.

بله! سال ۹۲ هم داره مثل همه‌ی سالا با خوبیا و بدیاش، ما رو ترک می‌کنه و جای خودشو به سال ۹۳ می‌ده. بالطبع این سال هم مثل هر سال خوبی‌ها و بدی‌هایی رو برای ما به همراه داشت. بد نیست که تو این آخر سالی، یه خلوتی بکنیم و "حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا" ۱رو برای خودمون، به اجرا دربیاریم.

تو سال ۹۲، من بالاخره تونستم دفاع کنم. بعد از مشکلاتی که با رفتن استاد راهنمای دومم پیش اومد و دکتر مهدی پور نمی ذاشت دفاع کنم، خدا رو شکر به ترم شیش نرسیدم و از قطار کارشناسی ارشد تو همون ایستگاه پنجم پیاده شدم. اگر چه اونایی که شیش ترمه شدن عدد قشنگ شیش رو به تالار افتخارات خودشون اضافه کردند و برای همیشه جاودانه شدند. صحبت از شیش که شد، جا داره همین جا به تمام استقلالیای وبلاگ بابت کسب اولین امتیازشون تو جام باشگاه‌های آسیا تبریک عرض می کنم!!! می گن دعای روز و شب عربه این شده که خدایا برای پیشرفت فوتبال کشورمون، استقلال رو هر سال تو جام باشگاه‌های آسیا تو گروه ما قرار بده.

بگذریم... زیاد تو حاشیه نریم. خلاصه دعوای دکتر جهانگیری هم با دکتر مهدی پور مزید بر علت شد که جلسه‌ی دفاع من رکورد تعداد دقایق دفاع رو بزنه و در حالی که تنها ۲۳ دقیقه ارائه‌ی بنده طول کشید، ۲/۵ ساعت این ماراتن عظیم به درازا بکشه ...

سال ۹۲، حامل خبرای دیگه ای هم برای من بود. از جمله این که جایی که پروژم رو می‌گذروندم، به عنوان مسئول پایلوت مشغول کار شدم. در اصل اونجا روی دو راکتور نیمه صنعتی محصولات انحصاری ای رو تولید می‌کنیم که امیدواریم توی سال جدید، فروش بالایی رو داشته باشه. از طرفی امیدواریم بتونیم یک داروی ضد میگرن رو هم که در مراحل نهایی تولید و ثبتش قرار داریم، در سال جدید به بازار معرفیش کنیم. از این دارو بعدا توی وبلاگ خواهم نوشت. اگه کسی رو می‌شناسین که از بیماری میگرن رنج می‌بره، بهش این مژده رو بدین که تا اواخر تابستون آینده این دارو رو می‌تونیم به دستش برسونیم. انشاالله...

شاید بدترین اتفاق سال ۹۲ هم فوت یکی از دوستان کارشناسیم بود. خدایش بیامرزد. همین طور ضرری که روی خرید و فروش سهام داشتم رو به عنوان بدترین رویکرد مادی سال ۹۲ می‌شه قلمداد کرد. این مطلب می تونه قابل توجه دوست خوبم جناب آقای ابوالعلا باشه. اما انشاالله در سال جدید، جبران خواهد شد...

دوست خوبم مصطفی رو یاد کردم. سال ۹۲ براش فکر کنم سال خوبی بوده باشه. دفاع با نمره‌ عالی ۲۰،  قبول شدن تو آزمون دکتری، پذیرش ۳ مقاله‌ی ISI و هم‌چنین ۲ مقاله ای که ثبت کرده و در دست چاپ داره، کتابی که ترجمه کرده و در دست چاپه و هم‌چنین نرم افزاری که قراره در سال جدید عرضه کنه، می‌تونه مصطفی رو به عنوان موفق‌ترین عضو وبلاگ تو سال ۹۲ در عرصه‌ی علمی معرفی کنه. تو سال جدید هم حتما بیش‌تر ازش خواهید شنید. من چیزی نمی گم، خودتون ببینین...

ایمان امیری. سال ۹۲ برای ایمان خیلی پرفراز و نشیب بود. فراز و نشیبی که فکر می‌کنم پایان خوبی داشت و با اشتغالش در پتروشیمی مرودشت پایان خوشی رو براش رقم زد. اگر چه هنوز مشکلات بسیار زیاد اسکان در تهران، سختی‌های کار آزمایشگاهی در انستیتو نفت دانشگاه تهران و به سرانجام نرسوندنشون در ترم پنج به خاطر مشغله‌های عدیده، یادگارهای به جامانده برای ایمان از این سال در حال پایان هستش. در این سال مادر ایمان هم یه کسالتی داشتن که ایمان رو چند وقتی مشغول نگه داشته بود که شکر خدا اوضاع ایشون هم رو به بهبوده. انشاالله که همه‌ی مادرا سایشون بالا سر بچه‌هاشون باشه...

شاه شاهان هم تو سال ۹۲ صاحب فرزندی شد که تمام اتفاقات سال رو براش تحت شعاع این اتفاق قرار داد. فرزندی رو که تا حالا چندین بار بیش‌تر ندیده و به خاطر مهاجرت مادر و فرزند به قائمشهر، از دیدارش محروم شده. اما حاضر نیست همون چند ساعتی رو هم که بچشو دیده، با خیلی از لذت‌های دیگه عوض کنه.

بعد از این اتفاق، مهم‌ترین رخداد اتفاق افتاده برای آقا محمودی همون جلسه‌ی دفاع عاشقانش بود. جلسه‌ای که رکورد تعداد دقایق ارائه رو با ۵۵ دقیقه زد. دکتر زارع نژاد هم اولش با ایما و اشاره و بعدشم علنی خواهش می‌کرد که سریع‌تر این جلسه به اتمام برسه. اما ماشاالله آقا محمودی. آخرشم نفهمیدیم عدد لوییس چی هست؟؟؟

خانم نجان هم تو سال ۹۲ بهتر از انتظارشون دفاع کردند. از اونجایی که داور جلسه‌ی دفاع ایشون دکتر ورامینیان بود، انتظار می رفت که ایشون رو اذیت کنن. اما خدا رو شکر که به خیر گذشت. از اتفاقات خوب و خیری هم که برای خانم نجان در سال ۹۲ اتفاق افتاد می‌شه به عروسی خواهرشونم اشاره کرد که یک باره دیگه به ایشون بابت این امر خیر، تبریک عرض می کنیم.

صحبت از دفاعا که می‌شه، جا داره عنوان کنم که بنده به عنوان کسی که بیشترین حاضری رو در جلسات دفاع بچه‌ها داشتم، انتخاب شدم!!! دفاع آقا محمودی، آقای ابوالعلا، دفاع محسن خسروی، دفاع خانم معرب، دفاع خانم ترامشلو و دفاع خانم اسکندری. دفاع خانم امیدی هم بودمااااا اما نبودم!!!. دفاع آقای سبزه میدانی و خانم نجان هم از جمله دفاعایی بود که علی رغم این که می خواستم حضور داشته باشم، به علت مشغله‌ی کاری موفق به حضور نشدم. خانم طبایی هم که اصلا خبری ندادن. انگار نه انگار... یه آقایی به نام مجتبی شکروی هم که دیگه ...

از خانم طبایی اسم بردم. درسته ایشون ما رو به خاطر این که نکنه یه شیرینی‌ای چیزی بخوان بهمون بدن خبردار نکردن، اما مثل این که سر جلسه‌ی دفاع جناب دکتر جای خالی، سوالای زیادی رو از ایشون پرسیدن و همون طور که خودشون می‌گن، خیلی اذیت شدن. اما عنوان می‌کنن که خدا رو شکر فقط تموم شد...

خانم طبایی تو سال ۹۲، سعادت زیارت عتبات عالیات رو کسب کردند و حالا هم عازم سفر خانه‌ی خدا هستند. چقدر یه نفر توی یه سال می‌تونه سعادتمند بشه؟؟؟ خوش به سعادتشون. انشاالله که نایب الزیاره‌ی همه‌ی ما باشن...

بعد از اسم خانم طبایی، صد در صد باید اسم خانم معرب بیاد. کسی که مهم‌ترین اتفاقی که براشون در سال ۹۲ افتاد، بی شک ازدواجشون با آقاشون بود. در یه پست تا اون جایی که تونستیم اطلاعات از این اتفاق فرخنده دادیم. امیدواریم که زندگی خوب و خوشی هم در کنار هم داشته باشن. انشاالله بعد از اتمام محرم و صفر هم ایشون شیرینی ازدواجشون رو به شما خواهند داد!!! دیگر اتفاق مهم دیگه برای خانم معرب هم دفاعشون بود. دفاع با نمره‌ی عالی ۲۰. دو مقاله‌ هم خروجی کار ایشون بود. دوستانی که سر جلساتی که داورش جناب دکتر جهانگیری بوده، منظور از خروجی رو متوجه می‌شن.


این مطلب رو به علت طولانی شدن فعلا رها می کنم. سرنوشت بقیه‌ی دوستان رو در سالی که گذشت در پست بعدی خواهم نوشت. در ضمن عنوان کنم این اطلاعاتی بود که من داشتم. اگر نکات تکمیلی‌ای هست که خبر دارین، عنوان کنین... خود منم اگه مطلبی یادم اومد، اضافه خواهم کرد...

این مطلب ادامه دارد...

۱. این حدیث نبوى (ص) مشهور است که‏ "حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا وزنوا قبل ان توزنوا و تجهّزوا للعرض الاکبر"

از خود حساب بکشید پیش از آن که به حساب شما برسند و اعمال خود را وزن کنید پیش از آنکه آنها را بسنجند و براى روز قیامت خویشتن را آماده سازید


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392
زمان : 16:18
جلسه دفاع آقای کریمی


سلام

ان شاالله که حال همه دوستان خوب باشه...

جلسه دفاع آقای کریمی  ساعت 11.30 روز دوشنبه برگزار می شه

ضمنا پذیرایی ویژه ( به صرف شیرینی و شام) تدارک دیده شده

حنما تشریف بیارید....



نویسنده : مصطفی
تاریخ : شنبه هفدهم اسفند 1392
زمان : 21:50
تبریک خانم امیدی


سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه

شکر خدا خانم امیدی هم امروز با یه نمره‌ی خوب دفاع کردن. از طرف همه‌ی بچه‌های کلاس به ایشون تبریک عرض می‌کنیم ...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392
زمان : 22:33
ارتباط مستقیم از دفاع خانم ترامشلو


سلام

هم اکنون، کلاس آفرینش هستیم. خانم ترامشلو جلوی کلاس وایستاده و یه استادی که اسمشو نمی‌دونم، داره یه سری پیشنهادا می‌ده... جای خالی هم معلومه که زیاد از موضوع سر در نیورده و داره هویجوری سر تکون می‌ده...

بقل دست منم آقای ابوالعلا و آقای جمالی نشستن...

مادر خانم ترامشلو هو سر کلاس حاضرن...

از نکات قابل توجه این جلسه‌ی دفاع می توان به توزیع پذیرایی قبل از آغاز دفاع اشاره کرد!!!

21 نفر هم اکنون در جلسه‌ی دفاع حضور دارند.

جدیدا اضافه شده:

دکتر جای خالی، داره گیر می‌ده... داره از اصل و پایه همه چیزو به چالش می‌کشه...

جدیدا اضافه شده:

دفاع خانم ترامشلو پایان پذیرفت. به خیر و سلامتی... دکتر جای خالی نمره‌ی 19، اون دکتره که اسمشو نمی‌دونستم و الان متوجه شدم دکتر گرامی هستش، نمره‌ی 19.5 و دکتر نجفی هم نمره‌ی 20 رو برای خانم ترامشلو درنظر گرفتن...

فعلا صحبت خاص دیگری نیست...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392
زمان : 12:12
دفاع خانم ترامشلو


سلام

انشاالله که حال همه‌ی دوستان خوب باشه...

دفاع خانم ترامشلو، با موضوع "تولید آزمایشگاهی و شناسایی مواد سبک بر پایه‌ی سرباره‌ی کوره‌ی بلند ذوب آهن"، در روز دوشنبه 11/28 ساعت  برگزار می‌گردد.


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : جمعه بیست و پنجم بهمن 1392
زمان : 12:4
مهندس ایمان تولدت مبارک


سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه...

یه مدیر!!! ...

البته قبل از این که جمله‌ی قبلی رو ادامه بدم، یه تشکر ویژه داشته باشم از دوست خوبم جناب آقای سبزه میدانی. مهدی شاکی شده بود از این که چرا برا همه پست می ذارم. اما برا تولد خودم ...؟؟؟ مگه می‌شه؟؟؟ اصلا داریم؟؟؟ اما مهدی جان ۶ نفر از بچه‌های وبلاگ بهم پیامک زدن و تولدمو تبریک گفتن. شما خودشو ناراحت نکن...

در ضمن از تیتر پست پایینی خیلی خیلی خوشم اومد.

و اما ادامه‌ی جمله‌ی اول: تولد همکاراشو از یاد نمی‌بره.

مهندس ایمان امیری تولدت مبارک.

انشاالله ۱۲۰۰۰۰۰ سال عمر باعزت داشته باشی...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392
زمان : 22:51
"ح"


سلام


به دلیل حضور و شوق زیاد طرفداران تولد آقای مهندس حامد کریمی محورهای مواصلاتی شرق تهران دچار ترافیک سنگین شده است به همین خاطر از مراجعه حضوری پرهیز کرده و هدیه های مردمی را به آدرسی که بعدا به اطلاع شما هم ویلاگیان خواهد رسید. پست فرماید. پکیج شیرینی هم به آدرس مورد نظر پست خواهد گشت!

اخبار رسیده حاکی از آن است که سرمای بی سابقه اخیر به جهت مصرف حجم انبوهی از برف شادی در تولد ایشون بوده ...خودشون هم مسئول جبران خسارتها هستند...

آقای مهندس تولدتون مبارک


نویسنده : محمد مهدی
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392
زمان : 13:11
مبارک باشه خانم نجان


سلام به همه‌ی دوستان

انشاالله که خوش و خرم باشین

دیروز، خانم نجان هم به جمع مهندسان جوان دفاع کرده پیوستند. از این رو جا داره به ایشون از طرف خودم و همه‌ی مهندسان جوان، تبریک عرض کنم. انشاالله در تمام مراحل زندگیشون موفق باشن...

در ضمن نمره‌ی ایشون هم 19.25 شد. شیرینی هم تو اولین فرصت بعد از بقیه‌ی شیرینی های موعود، داده خواهد شد!!!


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392
زمان : 0:54
دوست داشتین جای این بچه بودین؟؟؟




نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : جمعه چهارم بهمن 1392
زمان : 22:7
مبارک باشه...


بر روى زمين وآسمان‌ها و كرات / در بين مناجات و تمام کلمات / زیباتر از این دعا ندیده است کسی/ بر خاتم انبياء محمد صلوات
میلاد فرخنده حضرت محمد مصطفی
(ص) وامام جعفرصادق (ع) برشما مبارک


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392
زمان : 22:40
تولدتون مبارک


سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه...

امشب شب تولد تنها سادات وبلاگ ما خانم طباییه... جا داره به وسیله‌ی این پست، این مناسبت رو خدمت ایشون تبریک عرض کنیم و از خداوند متعال بخوایم که بهترین ها رو نصیب ایشون کنه. انشاالله...

۱۲۰۰۰ ساله بشین. با عزت...


نویسنده : حامد کریمی
تاریخ : جمعه بیست و هفتم دی 1392
زمان : 22:46


:زهرا رفیع .:: This Template By