نمایشگاه کتاب
امیدوارم حال همتون خوب باشه
زمان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب نزدیکه...بن کتاب یادتون نره
مهلت ثبت نام تا 6 اردیبهشت درسایت tibf.net هستش
موفق باشین...

امیدوارم حال همتون خوب باشه
زمان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب نزدیکه...بن کتاب یادتون نره
مهلت ثبت نام تا 6 اردیبهشت درسایت tibf.net هستش
موفق باشین...

گفتمــش نقــاش را از غـربت زهـرا بکـش
گـریه کرد و با قلم یک چادر خاکی کشید
گفتمش پـس
غربت زهرا کجای نقش بود
ناله کـرد و زیر چـادر غنچه ای پرپر کشید

حضرت زهرا (س) در لحظه های واپسین زندگی پس از وضو گرفتن به اسما بنت عمیس
فرمودند:" ای اسماء عطر مرا همان عطری که همیشه میزنم وپیراهنی که همیشه درآن نماز
میگزارم بیاور وبربالینم بنشین، هرگاه وقت نماز شدمرا از خواب بیدار کن اگر بیدار شدم
که نماز میگزارم و اگر بیدار نشدم کسی را به دنبال علی (ع) بفرست"...
شهادت خوش بو ترین یــــــاس آفرینش ....حضرت فاطمه (س) رو تسلیت میگم...
التماس دعا...

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.
از در بسته دزد رد میشه ولی از در باز رد نمیشه.
وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر میکنه یکی هست
که در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر میکنه
کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون تو هست ُ میره سراغشون دیگه.
در باز ُ کسی نمیزنه. ولی در بسته رو همه میزنند.
خود شما به خاطر اینکه بدونی توی این پسته دربسته چیه، میشکنیدش.
شکسته میشه اون در. دل آدم هم مثل همین پسته میمونه.
یه سری از دلها درشون بازه. میفهمی تو دلش چیه.
ولی یه سری از دلها هست که درش بسته اس.
اینقدر بسته نگهش میدارند که بالاخره یه روز مجبور میشند بشکنند و همهچی خراب میشه.
آقای مجری: در ِدلِ آدم چهجوری باز میشه؟
فامیل دور: درِ دلِ آدم با دردِ دله که باز میشه
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام به همه ی دوستان
انشاالله که تا این موقع از سال بهتون خوش گذشته باشه.
سیزدهتونم بدر...
از اون جایی که خیلی پست قبلیم با استقبال رو به رو شد، تصمیم گرفتم تا یه پست دیگه بذارم. این پست هم چون می خواستن مشارکتی باشه، اختصاصش دادم به پیامک هایی که از گوشی من بین بچه ها به مناسبت فرا رسیدن سال نو رد و بدل شد...
اما قبلش جوابی بر نظرات پست قبلی:
@ خانم امیدی: سلام. ممنون. قبول دارم که غیبتم طولانی شد. انشاالله که شما هم سال خوبی داشته باشین.
@ خانم طبایی: سلام. خواهش می کنم. بله. برنامه ی خونه زندگی بود که یه گزارش از حال و هوای قبل از عید تهیه کرده بود. مصاحبه ای هم از من تهیه کردن که اتفاقا مصاحبه ای بود که از دید اطرافیان، جالب از کار در اومده بود. ای بابا... معروفی برای دهه ی شصت بود!!! یه نگاه به سلام اول متن بندازین. دستتون درد نکنه... انشاالله. منم آرزوی سالی خوب رو برای همه ی بچه ها دارم.
@ محمد مهدی: سلام. قابلتو نداره. تو هم خسته نباشی...
راستی بد نیست تو پی دی اف پست قبلی به آخرین اسم صفحه ی 31 ام هم یه نگاهی بندازین.
و اما پیامک ها:
خوش آن دمی که بهاران قرار مان باشد. ظهور مهدی زهرا (س)، بهارمان باشد. اللهم عجل لولیک الفرج. عیدتان پیشاپیش خجسته و مبارک باد.
تقدیر، تقویم انسان های عادیست و تغییر، تدبیر انسان های عالی... در آستانه ی سال نو، زندگیتان پر از تغییرات عالی باد.
آرزو دارم این نوروزی که پیش رو داری آغاز اون روزایی باشه که آرزو داری.
آغاز سرسبز تزین جوانه بر شاخه ی پیر ترین درخت کوچه، بهار را مژده می دهد. خجسته باد این مژده ی الهی.
بر سر سفره ی احساس اگر جایی بود، سخن ساده ی تبریک مرا جا بدهید. سین هشتم، سخن ساده ی تبریک من است. جا سر سفره اگر نیست، به دل ها بدهید. سال نو پیشاپیش مبارک.
دو چیز بهترینند: زیستن از سر شوق و خندیدن از ته دل. امیدوارم هر دو مال شما باشد... سال نو مبارک.
هر سال شروع قصه ای است! قصه ی امسالتان، بی غصه باد... سال نو مبارک.
با تو ام کهنه رفیق! یاد ایام قشنگی که گذشت. کنج قلبم گرم است.در همه حال به یادت هستم. آرزویم این است. تن تو سالم و روحت شاداب. دل یک دانه ی تو سبز و بهاری؛ روزگارت خوش باد. سال نو مبارک.
تبریک عیدها، بهانه ای است برای سلام دادن به آن ها که در خاطرمان گرامی اند. دنیا را شاد شاد و شادی را دنیا دنیا، برایتان آرزومندم... عید بر شما مبارک.
برایت از طلا، تختی. مسیری رو به خوشبختی/ برایت عمر نوحی را. وقار همچو کوهی را/ برایت صبر ایوبی، حیاتی مملو از خوبی/ برایت شاد بودن را، فقط آزاد بودن را/ صداقت را، محبت را، دعا کردم. عید پیشاپیش مبارک.
به نظرتون کدوم از این پیامک ها از همه قشنگ تره؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عرض می کنم خدمت همتون. (این مطلب رو من دیشب نوشته بودم که ...)
سلامی به بلندی سلام های خانم طبایی زمانی که نوشته هاشون رو کش می دن. (من هیچ موقع نتونستم یه همچین کاری رو انجام بدم. البته شاید سرچش توی اینترنت راحت باشه اما خوشحال می شم خانم طبایی این دکمه های میانبری رو که این کار رو انجام می دن توی قسمت نظرات بنویسن.)
خوبین؟؟؟ خوب شکر خدا از صداهاتون می شه متوجه شد که حال همتون خوبه. شکر خدااااااااااااااااا...
قبل از هر چیز یه توضیح کوتاهی در مورد این مدتی که نبودم خدمتتون عرض کنم.
اول از همه این که تشکر می کنم از افرادی که در این مدت با تماس ها و پیامک هاشون گرفته تا در پست ها و نظراتشون منو مورد لطف و محبت قرار دادن و سراغی از مدیر!!! گرفتن.
دوم از این لازمه عرض کنم که گرفتار یه کاری بودم و دسترسی به اینترنت واقعا برام سخت بود. همون تک نظری هم که در اواخر سال قبل گذاشتم، جز معدود وقتایی بود که برای سر زدن به وبلاگ پیدا کرده بودم. الانم با یه طرز عجیبی به اینترنت دسترسی پیدا کردم. یکی از فامیل ها، گوشیشو به عنوان مودم خط ایرانسل، در اختیار من گذاشته تا با لب تابی که از کس دیگه ای گرفتم، بتونم این پستو بذارم.
من قبل از این که این پست رو ادامه بدم، یه وقت لازم دارم تا پست ها و نظرات این چند وقت اخیر رو بخونم...
فقط شما دوستانی که به این وبلاگ لطف داشتین چرا یه پست برا تبریک عید نذاشتین؟؟؟ منتظر من بودین؟؟؟ پس خوشحالم که اولین نفری هستم که از طریق این وبلاگ؛...
عید رو به همتون تبریک می گم. انشاالله سال پربرکتی رو پیش رو داشته باشین.

این عکس رو خودم توی اینترنت پیدا کردم!!!
الان پست "سال نو..." خانم طبایی رو خوندم. به نوشته ی زیر که رسیذم، یاد قدم قدم تا نوروز های سال پیش افتادم. کاش بچه های وبلاگ، کمک خانم طبایی می کردن و این سری پست ها رو بدون من راه اندازی می کردن. البته هنوز پست های بالایی رو نخوندم...
امیدوارم جناب مدیر، قدم های نوروزی وبلاگ و راه اندازی کنن تا این کشتی ما یه تکونی بخوره...
راستی... تا شروع سال نو فقط ۱۱ روز و ۱۴ ساعت مونده...

تو این هیس و ویس (نمی دونم املاشو درست نوشتم یا نه؟؟؟) یه سری زدم به سایت یکی از همایش های مهندسی شیمی. برای این که ببینین چه هم کلاسی های پر تلاشی داریم، اینجا رو کلیک کنین و صفحه ی ۲۴ فایل پی دی اف رو ببینین. اسم اول و چهارم براتون آشنا نیستن؟؟؟


