عید غدیر خم مبارک باد...
عید کمال دین ، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین (ع) بر تک تک شما مبارک باشه...

عید کمال دین ، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین (ع) بر تک تک شما مبارک باشه...

این چندمین تولد توست؟
و چندمین انبساط مجدد کائنات؟
این چندمین بارخلقت است؟
و چندمین انفجار سکوت؟
چندمین لبخند آفرینش؟
خورشید را چندمین بار است که میبینی؟
و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟
و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟
چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟
چندمین دم!؟
چندمین آن!؟
آه که تو چقدر خوشبختی!
و جهان چه پرغوغاست...
سالروز تولدت مبارک آقای محمودی عزیز...امیدوارم همیشه در کنار خانواده شاد ، موفق و سلامت باشی...

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.
کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.
قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.
سگ هم کیسه را گرفت و رفت.
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد.
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس آمد- سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.
پائولو کوئلیو
نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم...
فایل مشخصات و ویژگی های پایان نامه از دید دانشکده مهندسی شیمی سمنان!!!
برای دانلود پی دی اف فایل مشخصات، اینجا را کلیک کنید.

«چاقو را ترجیحاً در کنار برجستگی فرو میبری و آنرا گرد میچرخانی تا جای تزریق پلاستیک به قالب را بیرون بیاوری. بعد روی یک خط مستقیم حرکت میکنی و یک نیم کره را طی میکنی، درست در نقطه مقابل جایی که چاقو را فرو برده بودی، یک دایره کوچک دیگر را میبری، دو طرف دهانۀ بریده شده را میگیری و آنرا تا میزنی. توپ دیگری را در داخل این دهانه قرار میدهی و لبههای لایۀ بیرونی را بر میگردانی و با کشش سعی میکنی دو لبه را تا حد ممکن به هم نزدیک کنی. »
اگر هم سن و سال من یا کمی بزرگتر باشید، قطعاً با چنین عملیاتی آشنا هستند. عملیاتی که به آن «لایه کردن» توپ میگفتیم. توپهای راه راه معمولاً سرخابی رنگ پلاستیکی بسیار سبک بود و زود سوراخ میشد. لایه کردن راهی بود برای حل این دو مشکل. همیشه برایم جای سؤال بود که تولید کنندگان این توپها چرا خودشان توپهای ضخیمتری تولید نمیکنند. لایه کردن توپ کاری تخصصی بود که برخی در آن مهارت ویژه داشتند. لایه نباید لق میزد، نباید زمان شوت زدن به توپ تاب میداد، نباید توپ را بیضی میکرد. گاهی یک لایه لباسی میشد بر تن چندین توپی که خود خیلی راحت سوراخ میشد، اما لایه رویی آنها دست به دست میگشت تا مستعمل و پوسیده شود.
مهمترین سرگرمی و ورزش نسلهایی پیاپی در کوچه پس کوچههای ایران «گل کوچک» بود. گل کوچک مناسک و لوازم خاص خود را داشت: دو دروازه کوچک فلزی که اگر مهیا نبود دو پاره آجر را قدم میگرفتیم و دروازه «میکاشتیم»، لایه کردن توپ و یار کشی. گل کوچک فصل مشترک خاطرات پسربچههای دهه شصت و حوالی آن است. کوچهها خلوت بود و خانهها ویلایی. غول «بساز بفروشی» هنوز از چراغ بیرون نیامده بود. ماشین کم بود، فرمول جادویی پراید هنوز اختراع نشده بود و کوچه پس کوچهها هنوز به پارکینگ عمومی تغییر ماهیت نداده بود.
اگر چه گل کوچک بازی همه فصول بود، اما فصل طلایی آن تابستان بود. صبحها معمولاً بازیها دست گرمی و تمرینی بود. عصرها منتظر کند شدن تیغ آفتاب در خانه مینشستیم و دم غروب دروازهها در خیابانها کاشته میشد. در محلۀ سالهای کودکی و نوجوانیم گاهی در یک زمان سه جفت دروازه از ابتدا تا انتهای کوچهای نه چندان طولانی را اشغال میکرد که در میان هر یک، نسلی از اهالی و همسایگان دنبال توپ پلاستیکی دولایه میدویدند. گاهی بازیهای دوستانه میان همسایهها جای خود را به مسابقه جدی میان محله های مختلف میداد که تماشاچی هم داشت، داور هم داشت، دعوا و داد و قال هم، گاهی داشت. بعضی محلههای خوشبختتر در حوالیشان زمین خاکی و دروازه بزرگی هم پیدا میشد. اگر وسعشان به خریدن توپ «چهل تیکه» و استوک هم میرسید که دیگر «نیوکمپ» خودشان را داشتند.
هر کس سبک بازی خودش را داشت، یکی «یه پا دو پا» خوب میزد، یکی استاد دریبل دیواری و کشویی بود، یکی شوتهایش کات قشنگی میگرفت، یکی هم کلاً در کار «قلم پا» زدن بود، ... . آن روزها لباسهای اوریجینال تیمها پیدا نمیشد، کافی بود تی شرت زرد رنگی داشته باشی تا برزیلی شوی، لاجوردی ایتالیاییات میکرد و میتوانستی پشت تیشرت سفید رنگت با ماژیک بنویسی «Klinsmann». هر کس اسطورهای داشت، یکی روبرتو باجو میشد، یکی کانتونا، آن یکی هنوز دل در گروی مارادونا داشت و حتماً در میان بچههای هر محله کسانی هم بودند که خداداد و کریم و ... را به هر ستاره خارجی ترجیح میدادند.
چه شیشهها که نشکستیم، چه لباسها که پاره نکردیم، زانوهایمان و آرنجهایمان رو آسفالت سخت خیابان، چه زخمها که بر نداشت. چه همسایههایی را که با داد و قالمان «زا به راه» نکردیم. بعضی همسایهها که تحمل بیشتری داشتند، مقابل خانهشان به «استادیوم» دائمی تبدیل میشد. بعضی فریاد هر روزشان این بود که «برید دم خونه خودتون بازی کنید» و بعضی ها هم توپی را که در حیاطشان میافتاد شرحه شرحه پس میدادند. هر چه بود تک تک همسایه ها را میشناختیم، میدانستیم چه کسی بیماری در خانه دارد، چه کسی عصرها میخوابد، چه کسی دم غروب حیاطش را میشوید و زمین بازیمان را خیس میکند و چه کسی میآید و بازیمان را تماشا میکند و شاید شلنگ آب حیاطش را هم برای رفع عطشمان بیرون میآورد.
رانندهها به بازی بچهها در خیابانها عادت داشتند و دروازههای فوتبال را که میدیدند، سرعتشان را کم میکردند. آن روزها میگفتند «به دنبال هر توپی کودکی در حال دویدن است». راستی آخرین باری کودکی را در حال دویدن در پی توپی دیدید کی بود؟ از آخرین باری که یک جفت دروازه کوچک فلزی در میان کوچه پس کوچهای به چشمتان خورد، چند سال میگذرد؟
کودکی و نوجوانی ما دنبال توپ دولایه پلاستیکی گذشت. همان جا اولین دریچه به زندگی اجتماعی به رویمان گشوده شد. همان جا دوست پیدا کردیم. همان جا هیجان، خشم، معرفت، تجربه شکست و تحمل پیروزی را با حسی واقعی تجربه کردیم. خانههای ویلایی به برج تبدیل شدند، کوچه پس کوچهها پارکینگ ماشینهای رنگ وارنگ شدند، زمینهای خاکی یا تغییر کاربری دادند، یا با چمن مصنوعی نونوار شدند و درشان به روی بچهها بسته شد تا به جولانگاه خصوصی بازنشتههای پولدار و اهل حال تبدیل شود.
میدانید نسل امروز عصرهای کشدار تابستانش را به چه رویایی شب میکند؟ مائیم و بچههایی که به پلی استیشن و مانیتورشان چسبیدهاند. آقای گل میشوند بدون آنکه پایشان به توپ خورده باشد، قهرمان میشوند بدون آنکه یک قطره عرق ریخته باشند. پدر و مادرها هم راضیاند، دلبندشان از خطرات و بدآموزیهای احتمالی بچههای کوچه و خیابان در اماناند، مزاحمتی برای کسی ایجاد نمیشود، در بهترین حالت دردانههایشان را چند ساعتی در هفته به کلاس فوتبال (یا هر ورزش دیگری) میفرستند تا ساعتی کمی دنبال توپی گران قیمت، با استوک و لباس ورزشی گران قیمت، در کلاسی گران قیمت «تاتی کنند». اما نسلی که پیراهن اوریجینال مسی و رونالدو تن تک تکشان است، هرگز طعم مسابقۀ واقعی، برد و باخت واقعی و یک نفس نفس زدن واقعی را نچشیده است. یکبار هم سر زانویش زخمی و خون آلود نشده، یکبار هم دست دوست بازندهاش را نگرفته تا از زمین بلند کند، یکبار هم بین زدن قلم پای حریف و گل خوردن به لحظهای رو در روی وجدانش عریان نایستاده است.
دلم به حال این نسل میسوزد که همیشه با دستههای بازی شوت کات دار و دریبل «سرپا» زده است و هیچ گاه این شانس را نداشته که با یک توپ، واقعی، با پاهای واقعی و دربرابر یک حریف واقعی این حس را تجربه کند. دلم به حال این نسل میسوزد و دلم برای یک گل کوچک ناب در کوچه پسکوچههای تب زدۀ مرداد ماهی در اوایل دهه هفتاد لک زده است.
منبع : سایت گل
همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند...
این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن .
هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت) به دزد پیرتر(که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم». دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد. امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم»
این را میگویند: «تجربه» اینروز ها، تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود!
پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند ، مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید.اما رییس اش پاسخ داد: «تامل کن! بگذار ما خودمان هم ۱۰ میلیون از بانک برای خودمان برداریم.و به آن ۷۰ میلیون میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم»
اینرا میگویند «با موج شنا کردن» پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت !
رییس کل می گوید: «بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»
اینرا میگویند «کشتن کسالت» شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.روز بعد، تلویزیون اعلام میکند ۱۰۰ میلیون دلار از بانک دزدیده شده است.دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند ۲۰ میلیون بیشتر بدست آورند.دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند:«ما زندگی و جان خودرا گذاشتیم و تنها ۲۰ میلیون گیرمان آمد»
اما روسای بانک ۸۰ میلیون را در یک بشکن بدست آوردند.
انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود.
اینرا میگویند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»
اینرا میگویند؛ «موقعیت شناسی» جسارت را به خطر ترجیح دادن!!!

1. ﻫﺮﮔﺰ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﻴﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻲ ﮐﺸﻴﺪ، ﻧﻴﻤﻪ ﺁﺧﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﻧﮑﺸﻴﺪ.
2. ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎ ﺯﻳﺮ ﺩﻭﺵ ﺁﺏ ﮔﺮﻡ ﻧﻔﺲ ﻧﮑﺸﻴﺪ. ﮐﻠﺮ ﻳﮏ ﻗﺎﺗﻞ ﺗﺪﺭﻳﺠﻲ ﺍﺳﺖ.
3. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺷﺎﺭﮊﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻲ ﻭﺻﻞ ﮐﻨﻴﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﻕ ﻭﺻﻞ ﮐﻨﻴﺪ. ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ.
4. ﭼﺎﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺻﻼ ﻧﻨﻮﺷﻴﺪ.
5. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻮﻟﺮ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺣﺪﺍﻗﻞ 5 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﻳﻨﻬﺎ ﮐﻮﻟﺮ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ.
6. ﻏﺬﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻳﮑﺒﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﻳﮑﺮﻭﻓﺮ ﮔﺮﻡ ﻧﮑﻨﻴﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﻭﺭ ﺑﺮﻳﺰﻳﺪ.
7. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﺬﺍ ﺑﻴﻦ ﻫﺮﻟﻘﻤﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ 1 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﻧﻨﻮﺷﻴﺪ.
8. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ، ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻫﻮﺍ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺑﺎﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺠﺎﺭﻱ ﺗﻨﻔﺴﻲ ﻧﮕﺮﺩﺩ.
9. ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺁﺭﺍﻳﺸﻲ ﺭﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﺭﻭﻱ ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻗﻲ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ. ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﻱ ﭘﻮﺳﺘﻲ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻕ ﻭ ﺗﻨﻔﺲ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺩﺭﻣﻨﺰﻝ ﻧﻴﺰ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺍﺯﻟﺒﺎﺳﻬﺎﻱ ﮔﺸﺎﺩ، ﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ.
10. ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﮑﺒﺎﺭ ﺩﺭ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﺎﻧﻪ ﻧﮑﻨﻴﺪ. ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻭﺭﻭﺩ ﺷﻮﺭﻩ ﺳﺮ ﺣﺘﻲ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻧﺎﻣﺮﺋﻲ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻭ ﻣﺠﺮﺍﻱ ﺗﻨﻔﺴﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﻴﺪ.
11. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﻭﻳﺪﻥ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻳﺪ. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻥ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻳﺪ.
12. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻪ ﻭﺯﻥ، ﺳﻮﺩﻣﻨﺪ ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻭﺭﻭﺩﻱ، ﺟﺬﺏ ﻭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺩﻓﻊ ﺭﺍ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﻭ ﺍﺷﺘﻬﺎﻱ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﺮﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﺑﺨﻮﺭﻳﺪ.
13. ﺍﮔﺮ ﻧﻴﺎﺯ ﻣﺎﻟﻲ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ، ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺭﻭﺯﻱ 8 ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻴﺪ. ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﮐﺎﺭﻱ ﺑﻴﻦ 5 ﺍﻟﻲ 6 ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ.
14. ﻫﺮﮔﺰ ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭﻫﺎﻱ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﮕﻴﺮﻳﺪ. ﺿﺮﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺧﻴﻠﻲ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﻱ ﻋﮑﺴﺒﺮﺩﺍﺭﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
15. ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﺗﺤﺮﮎ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﻱ ﺻﺒﺢ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮﺩﻣﻨﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺖ. ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺪﺍﻗﻞ 3 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻴﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﯾﺎ ﻋﺼﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻴﺪ.
16. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻭﺭﺯﺷﻲ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻼﻣﺖ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﻀﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺁﻧﻬﺎ، ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ.
به دوستان خود بگویید...


در مکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند...
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود...
در مکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و در همان نماز ساده خویش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم..
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست . . .
زنده یاد حسین پناهی

یه شعر شیرازی هست که حس کردم خوندنش میتونه جالب باشه!!!
شُمُو! او مهر و وفات رفته کُجُو
تازگی ها او صَفات ، رفته کُجُو
شُمُو که اهل ئی حرفا ، نبودی
خواسَّنِت ، جونِ کاکات ، رفته کُجُو
شُمُو یِی وَختی چیشات آتیش میزد
او جرقه تو چیشات ، رفته کُجُو
شُمُو! لجبازیم اندازه داره
از ئی لجبازی ، اِبات رفته کُجُو
شُمُو تکه دل ما رِ ندیدی
میگی اَی نیس تو چیات ، رفته کُجُو
شُمُو اُوضُوی اَلِه اِنگار ئی کارات
فکر سنگینی کارات ، رفته کُجُو
شُمُو گفتی مِثِ خلخال بِپاتَم
حالُو او خلخال پات رفته کُجُو
شُمُو! غم تا بُوغُورونَه م اومده
نَپِه دل نازکیات ، رفته کُجُو...
در چنین شرایطی نوشتن از حس و حال سیل عظیم هواداران استقلالی بس سخت است. اشک هایی می بارد و بغض هایی به سختی های بدست آوردن این جایگاه فکر می کنند. انسان دچار شهادت کلمه می شود و سکوت را ترجیح می دهد سکوت در برابر سکانس های لیگی که گذشت، در برابر همه بی معرفتی ها و سنگ اندازی ها ...
در سالی که گذشت هر چند که شاهد برخی شخص پرستی ها و جنجال های داخلی بودیم اما از این قهرمانی آموختیم که اتحاد یعنی موفقیت. موفقیتی که خار می شود و به چشم هر بدخواهی می رود ...
پنالتی اشتباه اعلام شده از سوی ترکی (برای فولاد) می توانست قهرمانی استقلال را به تأخیر اندازد اما همان دستی که استقلال را در مشهد قهرمان کرد این بار هم به کمک این تیم آمد و حق را به حق دار رساند. تیمی که به شایستگی آسمان لیگ را در مدت طولانی آبی کرده بود و در آسیا نیز خوش می درخشید به جایگاه اصلی خود یعنی سروری بر فوتبال ایران برگشته است. تیمی که در سال های اخیر اگر قهرمان نمی شد اما همواره در کورس می ماند و مقدمه چینی می کرد برای جاودانگی...
حال برای جشن قهرمانی به آزادی دعوت هستند که دل هواداران را شاد کنند. همان هایی که مبهوت قدرت این تیم بزرگ یعنی استقلال شده اند امروز دانستند که زیر سایه نام تاج بزرگ اجازه خودنمایی ندارند. دیگری بههواداران و بازیکنان استقلال اهانت کرد و حال می بیند که چه تیمی حالا حالا سرور فوتبال ایران است. بهروان رفت و تاج آمد و برنامه بازی ها فشرده تر شد اما باز هم استقلال جام قهرمانی خود را کسب کرد. آن یکی از استقلال و فرهاد شکایت کرد و دید این مرد تمام نشدنی فوتبال ایران قانونی به استقلال آمده است و چه زیبا هنرنمایی می کند...
آن رجل به اصطلاح حرفه ای که برترین گلر ایران را از دروازه ملی دور کرد و حالا بیننده عکس العمل های او شده است. آقای کیروش! حسین ماهینی را در دفاع راست تیم ملی به خدمت بگیر. همان ماهینی برازنده تیم توست و حیف است علی حمودی زیر نظر همچو تویی کار کند که فقط روی کاغذ حرفه ای هستی! بدان که روزی باید جواب انسان های کثیری را بدهی! چه حق ها که نخورده ای !
لذت بخش ترین پرده این فیلم، آخرینِ آن است. جامی که قلعه نویی مدیریت کرده است در دستان هفتی بالا می رود که مقدس است. در این روز عزیز چندین صحنه از اتفاقات و سختی ها به یاد هر هوادار آبیدلی می آید و فقط در جواب این تصاویر یک کلام بر زبان می آورد:
این است قدرت استقلال، تاج فوتبال ایران
آن هایی که مجددا نگذاشتند شادی پس از قهرمانی و اقامه نماز شکر استقلال را ببینیم بدانند که روز جمعه زمین آزادی همه چیز را می بینند
و چه حس پیروزمندانه ای به انسان دست می دهد وقتی به آنچه لایق بودی می رسی و هیچ احدی جلودار تو نیست. بخند آّبیدل، بخند که ...
اهواز هم مانند مشهد در تاریخ جاودانه گشت...
منبع:سایت آبیته دات کام
تويي كه زن بودنت مقدس ترين واژه ي خداست ....
تويي كه مادري و بهشت خاك پايت ...
تويي كه مهربان ترينِ خلقتي ...
هميشه زن بمان ...
اي زيباترين در عالمِ وجود ...
مي خواهم همه ي ايام روزِ تو باشد ...
از ازل تا ابد...
دوستت دارم...
سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر را به همه دوستان
تبریک میگم.

چه سعادتی است نزدیکی تولد آسمانیتان با سالروز تولد زمینیتان.
تولدتون مبارک خانم ترامشلو

گویند که ؛ مردم ایران از اسرافکارترین مردمان جهان هستند. مردم ايران منابع ملي خود را به مقدار قابل ملاحظه اي تلف مي كنند. اسراف در اين منابع به اندازهای است كه بنا به آمار منتشره مصرف سرانه آب، انرژي، دارو، نان و دیگر مواد غذایي و صرف وقت براي انجام يك كار معين در ايران چند برابر استانداردهاي جهاني است. این یک ادعای ساده و بدون استناد نیست. ایرانیان بیش از هر ملت دیگری و به ویژه بیش از استاندارد جهانی در هدر دادن منابع غذایی، انرژی و حتی وقت خود پیشتازند، در حالیکه میزان درست استفاده از منابع، یکی از پیششرط های توسعه هر کشور است. جداول مربوط به میزان هدر دادن منابع در ایران، به خوبی یکی از علل عدم توسعه واقعی و کیفی کشور را نشان میدهد؛ عاملی که اتفاقا در این نوبت بر عهده دولتمردان یا سیاستهای نادرست آنان نیست، بلکه زاییده نگرش مردم در زندگی فردی و اجتماعی خود است. رویکرد مردم به استفاده از منابع که به تدریج در خلال سالیان شکل گرفته است، به آسانی هم از بین نخواهد رفت؛ اما بررسی و یادآوری آن، همواره تلنگری است، بر اینکه حرکتی برای اصلاح آن از سوی مردم انجام بگیرد.
جداولی که در پی می آید برگرفته از بنیاد کارآفرینی فروتن است که مروری اجمالی دارد به فرهنگ و رویه مصرفی مردم ایران زمین.
نخست مصرف مواد غذايي:
فرهنگ استفاده از مواد غذایی، شاید در هیچ کجای دنیا به اندازه ایران ناسالم و غیر اقتصادی نباشد.
1. نان :
|
منطقه |
سرانه مصرف ساليانه نان (واحدكيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
160 |
ايران 6 برابر جهان |
|
جهان |
25 |
مردم ما پرمصرفترين مردم جهان در مصرف گندم و نان هستند و با سرانه 160 كيلوگرم بالاترين مصرف سرانه نان را
در جهان دارا هستيم. لازم به توضيح است که ميزان توليد نان در ايران 25 ميليارد عدد است.
2. تخم مرغ:
|
منطقه |
سرانه مصرف تخم مرغ (واحد كيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
8 تا 9 |
ايران يك سوم جهان |
|
جهان |
24 |
سرانه مصرف تخم مرغ در ايران 8 تا 9 كيلوگرم است كه اين رقم در كشورهاي پيشرفته 24 كيلوگرم است.
3. شير:
|
منطقه |
سرانه مصرف شير (واحد كيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
90 |
ايران يك سوم اروپا |
|
جهان |
300 |
سرانه مصرف شير در ايران 91 كيلوگرم در سال است كه اين سرانه در اروپا 300 كيلوگرم برآورد ميشود.
همچنين براساس آخرين آمار در مورد سبد غذايي ايرانيان، مصرف لبنيات به ازاي هر نفر روزانه 139 گرم است
كه فقط 28 گرم از اين ميزان را شير تشكيل ميدهد. در حاليكه مصرف مطلوب لبنيات هر فرد بايد روزانه 225 تا 240 گرم باشد.
4. شكر:
|
منطقه |
سرانه مصرف شكر (واحد كيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
30 |
ايران 6 برابر جهان |
|
جهان |
5 |
سرانه مصرف شكر هر ايراني 30 كيلوگرم و 6 برابر ميانگين هر فرد در دنيا است.
5. سويا:
|
منطقه |
سرانه مصرف سويا (واحد كيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
0/5 |
ايران يك بيستم جهان |
|
جهان |
10 |
در حاليكه مصرف سرانه سويا در اروپا و آمريكا 9 تا 11 كيلوگرم برآورد شده است.
حجم مصرف اين فرآورده در ايران تنها به نيم كيلوگرم به ازاي هر نفر ميرسد.
6. نوشابه:
|
منطقه |
سرانه مصرف نوشابه (واحد ليتر) |
نسبت |
|
ايران |
42 |
ايران چهار برابر جهان |
|
جهان |
10 |
ايرانيان سالانه بيش از 2 ميليارد و 900 ميليون تومان نوشابه استفاده ميكنند. بنابراين از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ايران، رتبه اول جهان را داريم. سرانه مصرف نوشابه در ايران 42 ليتر است. در حاليكه اين سرانه مصرف 4 برابر سرانه مصرف دنياست.
7. نمك:
|
منطقه |
سرانه مصرف نمك در سال (واحدكيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
6 |
ايران 2 برابر جهان |
|
جهان |
3 |
ميزان استاندارد مصرف نمك بين 4 تا 5 گرم در روز است. در حاليكه ايرانيان بطور متوسط روزانه 8 تا 10 گرم نمك مصرف ميكنند.
8. ميوه و سبزيجات:
|
منطقه |
سرانه مصرف ساليانه ميوه و سبزي (واحد كيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
30 |
ايران يك چهارم جهان |
|
جهان |
120 |
ايران در توليد 15 محصول اصلي باغي دنيا مقام اول تا دهم را دارد و بيش از 4 درصد از ميوه و مركبات جهان را توليد ميكند.
اما مصرف سبزي و ميوه در كشورمان كمتر از ميزان استاندارد جهاني است.
(روزانه هر فرد بايد حداقل 400 گرم ميوه و سبزي مصرف كند اما سرانه مصرف در ايران 100 گرم است!)
9. ماهي:
|
منطقه |
سرانه مصرف ساليانه ماهي (واحد كيلوگرم) |
نسبت |
|
ايران |
7 |
ايران حدود يك سوم جهان |
|
جهان |
18 |
طول عمر:
طول عمر ايرانيان %20 كمتر از ميانگين جهاني است.
مرگ و مير:
حدود %40 از مرگهاي روزانه به دليل سوء تغذيه ميباشد.
در كشور ما از مجموع 800 مرگ روزانه 300 مورد مستقيماً به تغذيه نامناسب مربوط است.
وضعيت مصرف دارو:
|
منطقه |
ميانگين سرانه اقلام دارو در هر نسخه |
نسبت |
|
ايران |
6 قلم |
ايران سه برابر جهان |
|
جهان |
2 قلم |
آمار رسمي وزارت بهداشت ميگويد در 8 سال گذشته، متوسط تعداد داروهاي تجويز شده در هر نسخه، بيش از چهار قلم بوده است كه در حال حاضر متوسط كشوري آن به 6/3 قلم رسيده است. اين در حالي است كه ميانگين جهاني در اين زمينه كمتر از دو قلم در هر نسخه است. يعني در ايران بيش از سه برابر متوسط جهاني است.
فضاي سبز:
|
منطقه |
ميانگين سرانه فضاي سبز مترمربع |
نسبت |
|
ايران |
5 |
ايران يك سوم جهان |
|
جهان |
15 |
میزان مصرف انرژی:
1. برق:
|
منطقه |
سرانه مصرف ساليانه (کيلووات) |
نسبت |
|
ايران |
2500 |
ايران 3 برابر جهان |
|
جهان |
800 |
2. آب:
|
منطقه |
سرانه مصرف روزانه (ليتر) |
نسبت |
|
ايران |
300 |
ايران 2 برابر ميانگين جهان |
|
جهان |
150 |
3. بنزين:
|
منطقه |
سرانه مصرف روزانه (ليتر) |
نسبت |
|
ايران |
90 |
ايران 6 برابر ميانگين جهاني |
|
جهان |
15 |
4. گاز:
|
منطقه |
سرانه مصرف سالانه (مترمكعب) |
نسبت |
|
ايران |
1700 |
ايران 3 برابر ميانگين جهاني |
|
جهان |
600 |
به طور متوسط ايران حدود 4 برابر میانگین جهاني انواع انرژي را مصرف ميكند.
ساعات كار:
|
منطقه |
سرانه ساعات كار سالانه |
نسبت |
|
ايران |
2400 |
ايران ۵/۱ برابر ميانگين جهاني |
|
جهان |
1900 |
ساعات كار مفيد:
|
منطقه |
سرانه ساعات كار سالانه |
نسبت |
|
ايران |
300 |
ايران يك چهارم سرانه جهاني |
|
جهان |
1400 |
فضاي ورزشي:
|
منطقه |
سرانه (متر مربع) |
نسبت |
|
ايران |
61 سانتي متر مربع |
ايران يك سوم ميانگين جهاني |
|
جهان |
2 متر مربع |
مطالعه:
|
منطقه |
سرانه زمان مطالعه روزانه (دقيقه) |
نسبت |
|
ايران |
18 |
ايران يك چهارم ميانگين جهاني |
|
جهان |
70 |
زمان مكالمه با تلفن و تلفن همراه:
|
منطقه |
سرانه زمان مكالمه روزانه (دقيقه) |
نسبت |
|
ايران |
40 |
ايران چهاربرابر ميانگين جهاني |
|
جهان |
10 |
متاع ما، چیزی جز اندیشه ما نخواهد بود ...
خداوندا ...
دوستاني دارم آيينه تمام نماي عشق، رسمشان معرفت، كردارشان جلاي روح و يادشان صفاي دلاراي من است...
پس آنگاه كه دست نياز سوي تو مياورند، پركن از آنچه در مرام خدايي توست...
بينهايت سپاسگزارم از تك تك تبريكاتون، پست و آهنگي كه لطف كرديد برام گذاشته بوديد...به جرات ميتونم بگم پاكترين و زيباترين روابط رو ميشه ديد تو تك تك رفتارها و برخورد ها...
خدا را سپاس بخاطر داشتن چنين مرواريد هاي باارزشي...
ايشاا... به كمك حامد و بقيه بچه ها(!!!) شيريني رو هم ميديم خدمتتون...
اينم يه عكس از جشن كوچيك ديشب...

لینارت نیلسون (Lennart Nilsson) دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد درون رحم کرد. این تصاویر باورنکردنی با استفاده از دوربین های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می بینیم.
نحوه بوجود امدن خودتان را ببینید...
اسپرم در لوله فالوپ (لوله شیپور رحمی)

تخمک

یه قرار ملاقات... اما نه معمولی!

لوله فالوپ

دو اسپرم در تماس با تخمک

اسپرم برنده!

اسپرم

روز پنجم - ششم

روز هشتم. جنین به دیوار رحم چسبیده است.

مغز جنین شکل می گیرد.

روز ۲۴ام. بعد از ۱۸ روز قلب شروع به شکل گیری می کند. می دانیم که جنین یک ماهه هیچ استخوانی ندارد.

4 هفته

4-5 هفته

هفته پنجم: تقریبا ۹ میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.

40 روز بعد.

هفته هشتم. جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.

هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.

هفته شانزدهم. جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.

شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.

هفته هجدهم. ابعاد تقریبا ۱۴ سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.

هفته نوزدهم.

هفته بیستم. تقریبا ۲۰ سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.

هفته بیست و چهارم

هفته بیست و ششم

6 ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود

هفته ۳۶ ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیا بیرون را خواهد دید.
در این پست مروری خواهیم داشت بر عکسهایی که هر یک در زمان خود توانستهاند روند علم را تغییر بدهند یا فهم ما را از پدیدههای علمی بهتر و ملموستر کنند.
۱- آناتومی انسان، طراحی توسط لئوناردو داوینچی، بین سالهای ۱۵۰۹ تا ۱۵۱۰:در زمانهای که کمتر کسی به صورت روشمند درون و برون بدن انسان را مورد بررسی قرار داده بود، هنرمند دوره رنسانس -لئوناردو داوینچی- دست به کار شد و ۲۰۰ طراحی از سیستم اسکلتی و ماهیچهای بدن انسان کشید. این تصاویر نهتنها زیبا هستند، بلکه در زمره دقیقترین طراحیهای انجام شده از بدن انسان، در اروپا، تا آن دوره زمانی هم قرار دارند.

داوینچی با آمیختن مشاهدات علمی با هنرش، به ایجاد آناتومی مدرن کمک کرد.
۲- تصویری از جدول تناوبی اصلی، رسم شده توسط دیمیتری مندلیف:تلاش «دیمیتری مندلیف» باعث شد که عناصر در یک جدول به شیوه منظم و عقلانی مرتب شوند. او در نیمه قرن نوزدهم، عناصر شناختهشده را در یک جدول تناوبی قرار داد و توانست جایگاه عناصر ناشناختهای را که پس از ان کشف شدند را هم مشخص کند.
این جدول نخست به صورت یک فرم ترسیم شد که شباهتی به یک جدول نداشت.

جدول تناوبی که اکنون، همه دانشآموزان باید از بَرَش کنند، یکی از نمونههایی است که نشان میدهند یک نمودار اطلاعاتی یا اینفوگراف چگونه میتواند فهم مردم را از روش نظاممند علم بهتر کند.
۳- نمایش اسکلت دایناسور هادرسوروس در سال ۱۸۶۸:در این سال اسکلت دایناسور برای اولین بار به نمایش گذاشته شد. یک جوینده فسیل به نام «ویلیام پارکر فولک» بقایای یک گونه دایناسور به نام «هادرسوروس فولکی» را پیدا کرده بود.
گرچه تا آن زمان پنج نوع دایناسور دیگر هم پیدا شده بودند، ولی اسکلت دایناسور یاد شده، کاملترین اسکلتی بود که پیدا شده بود. این استخوانها به هم متصل شدند و در آکادمی علوم طبیعی فیلادلفیا و سپس در موزههای دیگر آمریکا به نمایش گذاشته شدند.

اینجا بود که دایناسور در نزد عموم مردم، تبدیل به یک پدیده شد. عکسهای که از اسکلت گرفته شده بود، بین مردم میچرخید و برای اولین بار چیزی که زیستشناسها از قرنها پیش میدانستند، مورد توجه مردم قرار گرفت و آنها هم فهمیدند که زمانی مخلوقاتی عجیب بر دنیا حکمرانی میکردند.
۴- نخستین عکس اشعه ایکس، گرفته شده توسط ویلهلم کونراد رونگتن در سال ۱۸۹۵:در آن زمان فیزیکدانی به نام رونگتن مشغول مطالعه روی خواص اشعههای کاتدی بود. او متوجه شد که نور (الکترونهایی) از آنها ساطع میشود که با یک صفحه عکاسی میتوان آنها را ثبت کرد.

سرانجام او تصمیم گرفت که تئوریاش را به کمک همسرش ثابت کند. در ۲۲ دسامبر سال ۱۸۹۵، او از همسرش -برتا- خواست که به اجازه بدهد از انگشتانش با اشعه جدید عکس بردارد. بعد از پانزده دقیقه تاباندن اشعه، نخستین عکس اشعه ایکس به دست آمد که به صورت واضحی استخوانهای دست برتا و حلقهای را که به انگشت داشت، مشخص میکرد.
۵- اسب در حال حرکت، عکسهایی که توسط ادوارد مویبریج در سال ۱۸۸۲ گرفته شد: در سال ۱۸۷۸، لئونارد استنفورد، فرماندار سابق کالیفرنیا، مأموریتی به عکاسی به نام ادوارد مویبریج داد تا یک نظریه را ثابت کند: اسب در حال چهارنعل رفتن، هر چهار پایش را از سطح زمین جدا میکند.
مویبریج از چند دوربین استفاده کرد تا بتواند ۱۲ عکس در کمتر از نیم ثانیه بگیرد و به این ترتیب برای نخستین بار یک اسلاید نواری فیلم درست کرد.

او با این کار نهتنها درستی نظریه استنفورد را ثابت کرد، بلکه پیشگام ثبت تصاویر متحرک هم شد. در آن زمان، عکسبرداری فناوری تازهای بود.
۶- عکسی که در سال ۱۹۵۲ توسط روزالیند فرانکلین گرفته شد:اشعه ایکس نقش زیادی در اکتشافات قرن بیستم داشت. روزالیند فرانکلین دانشمندی بود که در زمینه عکسبرداری از کریستالها با استفاده از اشعه ایکس خبره بود. این عکس او، نهتنها ساختمان مارپیچ دوگانه DNA را ثابت کرد، بلکه ساختمان فسفاتی آن را هم که ما هماکنون به آن بازهای DNA میگوییم، نشان میداد.

کار او الهامبخش دو تن از همکارانش با نامهای جیمز واتسن و فرانسیس کریک شد که بعدها برنده جایزه نوبل به خاطر کشف ساختمان DNA شدند. فرانکلین در زمان اهدای جایزه نوبل درگذشته بود و جایزه نوبل به افرادی که زنده نیستند، تعلق نمیگیرد.
۷- نخستین نوترینوی ثبتشده (۱۹۷۰):در ۱۳ نوامبر سال ۱۹۷۰، با استفاده از دو فناوری عکاسی و محفظههای جوشان، برای نخستین بار نوترینو مورد رصد قرار گرفت. در این عکس نوترینو، به یک پروتون برخورد کرده است و باعث ایجاد سه ذره شده در سمت راست شده است. نوترینو به مزون مو تبدیل شده است که به صورت خط طولانی مرکز مشخص است، خط کوتاه، نشاندهنده پروتون است و سومین خط، مزون پی است.

۸- نخستین عکس گرفته شده از ساختمان مشبک کریستال سیلیکون:این عکس با فناوری STM یا میکروسکوپ تونلی اسکنی به وسیله «گرد بینینگ» در سال ۱۸۹۳ گرفته شد. فناوری STM، یکی از نخستین روشهای مشاهده اتمها و مولکولها به صورت تکی بود، این فناوری بسیاری از رشتههای دانش را متحول کرد که فناوری نانو یکی از آنها بود. این شیوه در سال ۱۹۸۱ ابداع شد و بینیگ و «روهرر» به خاطر آن در سال ۱۹۸۶ برنده جایزه نوبل شدند.

۹- نخستین عکسی از تابش زمینهای ریزموجی کیهانی گرفته شد:گرمای فوق العاده ناشی از انفجار بزرگ Big Bang، امواجی ایجاد کرد که هنوز قابل تشخیص هستند، البته اکنون این امواج به صورت ریزموج درآمدهاند و به صورت پرتوتابی زمینهای ریزموجی کیهانی دیده میشوند.
حضور این پرتوها، تأییدکننده درستی فرضیه انفجار بزرگ است. در سال ۱۹۴۸ برای نخستین بار وجود این پرتوها پیشبینی شد و در سال ۱۹۶۵ به صورت تصادفی این پرتوها رصد شد.

اما برای ایجاد نقشهای از این پرتوتابی زمینهای نیازمند تجهیزات بسیار حساستری بودیم که با پرتاب یک ماهواره توسط ناسا در سال ۱۹۸۹، امکان آن مهیا شد. در سال ۱۹۹۲ سرانجام با کمک تجهیزات این ماهواره، چنین نقشهای ایجاد شد و فیزیکدانی به نام جورج اسموت به خاطر همین کار برنده جایزه نوبل شد.
۱۰- رنگینکمان مغز:این عکس در سال ۲۰۰۷ توسط «جین لیوت» در مرکز دانش مغز هاروارد از مغز یک موش گرفته شده است و در آن برای نخستین بار مسیر اتصالات سلولهای مغزی یا نورونها به خوبی مشخص شده است.

برای گرفتن این عکس از فناوری جدید فلوروسانس برای برچسب زدن تکی به هر نورون استفاده شده است. در این شیوه ژنهایی برای القای پروتئینهای فلورسان در نورونها القا میشود و به این ترتیب هر نورون به همراه آکسونها و دندریتهایش رنگ خاصی میگیرد و به این ترتیب دنبال کردن مسیر اتصالات مغزی بسیار آسان میشود.
۱۱- اتصالات مولکولی در یک مولکول پنتاسن:این عکس در سال ۲۰۰۹ به وسیله محققان IBM از یک مولکول پنتاسن گرفته شده است. شیوه استفاده شده، نوع تکاملیافته همان فناوری بینینگ و روهرر است. به طوری که میبینید اجزای مولکول ۱٫۴ نانومتری نتاسن کاملا مشخص هستند.

در این عکس حلقههای شش ضلعی که هریک پنج اتم کربن دارند و حتی جایگاه اتمهای هیدروژن دور حلقهها هم نمایان است.
بعد از امتحان سنگین ترمودینامیک اگه گفتین چی میچسبه؟؟؟!!!
چی؟؟؟
خواب!!! نه...
بازی با لپ تاپ!!! نه...
آره شما درست گفتید، بله دقیقاً با شما هستم دوست عزیز(شما رو نه، اون کناریتو گفتم)...
فقط و فقط یه بیرون رفتن اونم برا شام میتونه ذره ای از خستگی طاقت فرسا رو در بیاره!!!
ساعت 6:30 بریم...
حالا جاش رو باید پیشنهاد بدید! زود نظراتون رو بذارید تا برسیم به یه نقطه نظر مشترک...
باشه بابا میدونم پستش کپی شده است ،چرا عصبانی میشی؟؟؟ولی خب بدک هم نیست!!!
در آینده ای نزدیک تاپ ۱۰ ایران (البته نوشته خودم) رو میذارم...
لبخند و دیدن تصاویر...
- شکست سریلانکا و قهرمانی هند در جام جهانی کریکت 2011

- نواک جوکویچ پس از رسیدن به فیتال ویمبلدون در 3 جولای به عنوان برترین تنیسباز جهان شناخته شد.

- 23 جولای 2011، رئیس سابق کنفدراسیون فوتبال آسیا از هرگونه فعالیت در زمینه فوتبال به علت رشوهگیری منع شد.

- قهرمانی فوتبال ساحلی روسیه در جام جهانی 2011

- مرگ دن ولدون راننده مسابقات ناسکارتاندر در مسابقات هند

- برد نیوزلند مقابل فرانسه در 23 اکتبر 2011، بزرگترین رویداد ورزشی که در نیوزلند اتفاق افتادهاست

- اولین سری مسابقات فرمول1 Grand Prix در هند

- تایگروودز برنده مسابقات چورون در 4 دسامبر


از اینکه در چنین روزی متولد شده اید بی نهایت خوشحال هستیم...
نائب السلطنه
۱۳۹۰/۰۹/۱۱
تولدتون رو تبریک میگم...البته ببخشید خانم اسکندری دیگه به اینترنت دسترسی نداشتم!!!شیرینی رو هم پست های قبلی بچه ها سنگ تموم گذاشته بودن
خدا کنه باشیم و تبریک ۱۲۰ سالگی رو بهتون بگیم
ایشاا... همیشه موفق باشید...
با کمال تشکر...
یادش بخیر. "سلام بچه ها" اسم یه مجله بود که قبل از وود به دانشگاه می خوندم. اصلا بی خیال.
از هر چه بگذریم، سخن دوست خوش تر است. من مناسب دیدم تا قبل از این که ایام محرم فرا برسه، ردیف کنیم و یه جای توپ با هم دیگه بریم. خود منم برای جایی که قراره بریم، شهمیرزادو پیشنهاد می کنم. مگه جای دیگه بود که پیشنهاد کنم. برای زمانشم دوشنبه رو پیشنهاد می کنم. حالا ساعتش با شما. در ضمن از دوست عزیزم حامدم می خوام که مقدمات این سفر رو ردیف کنه.
راستی حامد ارائه ی امروزت خیلی بهم حال داد. حالا نمی دونم چرا. اما بیست بیستی. اردو رو ردیف کنا.
![]()