پ ن پ
حتما همتون می دونین یکی از تب هایی که تو سال گذشته، بین مردم ایران فراگیر شده بود، این جملات "پ ن پ" ای بود. جملاتی که در عین وضوح و صراحت، بعضا با سوالاتی از طرف شنونده، خواننده یا ... مواجه می شه. سوالاتی رو که شاید تا قبل بهشون توجه نمی کردیم...
حالا توجه شما رو به چند تا از این جملات که فکر می کنم جالب باشند، جلب می کنم.
مستند حیات وحش میدیدم ، دوستم میگه اون شیر سفیده میگن نادره ، درسته ؟ میگم پ نه پ اون قادر داداششه ، نادر رفته نون بگیره .
نونوایی ته صف وایسادم ، اومده میگه شما نفر آخری ؟؟؟؟؟ گفتم پـَـ نه پـَـ من نفر ماقبل وسطم !. . .
به همکارم میگم همین الان یه فیلم دانلود کردم ؛ میگه از تو اینترنت ؟ میگم پ نه پ از تو کانال کولر ، اتفاقا پهنای باندشم زیاده قطعی هم نداره !!!
رفتم کارخونه بابام به منشیش میگم : بابام هست ؟ میگه آره میخوای بری تو ؟ گفتم پ نه پ فقط میخواستم آمارشو بگیرم یه وقت شیطونی نکنه.
به داداشم میگم مگس نشسته رو مانیتور ، میگه بکشمش ؟ میگم پ نه پ بهش بگو بیاد عقب وگرنه چشماش ضعیف میشه !
بچه تازه به دنیا اومده و از بیمارستان آوردیم خونه خوابیده ، فامیلمون اومده میگه آخی خوابه ؟؟؟ میگم پَ نَ پَ زدیمش تو شارژ ! دکترا گفتن ۷ – ۸ ساعت اول خوب بزارین شارژ بشه بعد ازش استفاده کنین وگرنه خوب گریه نمیکنه .
با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینی ، دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی ؟ پَ نَ پَ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم !
ماشینه تا شیشه جمع شده ، یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن ، یارو داره رد میشه میگه مرده ؟ گفتم پَ نَ پَ تصادف خستش کرده خوابیده !
مریض اورژانسی بردیم بیمارستان ، به دکتر میگم دستم به دامنت به مریض ما هم رسیدگی کنید ! میگه حالش خیلی بده ؟؟؟ میگم : پَ نَ پَ حالش خیلی خوبه ، مشکل خاصی نداره فقط قلبش نمیزنه !
یارو داره میمیره بچه هاشو جمع کرده دور خودش ! یکی از فامیلا میگه داره وصیت میکنه ؟ گفتم : پَ نَ پَ میخواد دسته بیل بده بشکونن و بعد یاد اون جک بیفتن و هرهر بخندن !
دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم ، بابام میگه : سوختی ؟ میگم : پ نه پ رفتم مرحله بعد !!!
دارم تو خونه رو تردمیل میدوم ، بابام اومده میگه داری میدویی لاغر کنی ؟ پَ نَ پَ کلاسم دیر شده عجله دارم !
ماشینو بردم کارواش یارو میگه میخوای بشوری ؟ پَ نَ پَ آوردم فقط اتو کنم !
واسه استخدام رفتم یه شرکتی ، خانومه میگه : شما برای آگهی استخدام اومدین ؟ گفتم پَ نَ پَ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین !
به خونه زنگ زدم داداشم برداشته میگم بابا هست ؟ میگه : آره کاریش داری ؟ پَ نَ پَ میخواستم ببینم حاضره ، جلو اسمش تیک بزنم !
به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب ، میگه یعنی یه روز دیگه ؟ میگم پَ نَ پَ ساعت ۲۳:۵۹:۵۹ امشب !
لپ تاپم رو بردم نمایندگی ، میگم ضربه خورده کار نمیکنه ، یارو میگه ضربه فیزیکی ؟ پَ نَ پَ بی محلی کردم بهش ، ضربه روحی خورده !
رفتم کلاس زبان میگه میخوای انگلیسی صحبت کنی ؟ گفتم : پَ نَ پَ اومدم زبون پشه هارو یاد بگیرم ، آخه یکیشون هرشب میاد زیر گوشم درد و دل میکنه !
به رفیقم میگم توی مغازت یه فلش پیدا نکردی ؟ میگه فلش گم کردی ؟ پَ نَ پَ من یه فلش پیدا کردم گفتم شاید تو هم یکی واسه خودت پیدا کرده باشی !
در پارکینگ رو باز کردم برم تو ، یارو اومده جلوش پارک کرده ، میگه می خوای بری تو ؟ پَ نَ پَ درو باز کردم هوای کوچه عوض بشه !
طرف دوقلو زاییده پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش ، زنه میپرسه : اون یکی رو هم میارین ؟؟؟ پرستاره گفت : پَ نَ پَ فعلا اینو ببرین استفاده کنین ده روز بعد از فعال سازی اون یکی رو هم پست میکنیم درِ خونتون !
زیر کتری رو روشن کردم قوری رو گذاشتم روش ، مامانم میگه میخوای چایی بخوری ؟ گفتم پَ نَ پَ غولش فحش داده میخوام بخار پزش کنم !
بیرون گل خریده بودم ، بردم خونه دادم به مامانم گفت گله ؟ گفتم پَ نَ پَ آفساید بود داور قبولش نکرد !
دستم رو تا کتف گچ گرفتم ! برگشته میگه : شکسته ! گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ قراره بشکنه ، رفتم واسه پیشواز !
دکتر از اتاق عمل اومده بیرون و به یارو میگه مبارک باشه ! یارو میگه یعنی پدر شدم ؟ دکتر گفت : پَ نَ پَ شما شدی سایر بستگان !































وبلاگ مهندسان جوان