...

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
                                               کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

در مکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود...


در مکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند...


در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود...


در مکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و در همان نماز ساده خویش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم..


آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست . . .


زنده یاد حسین پناهی

دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان

سلام

دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان

سلام

دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان

سلام

نماز روزه هاتون مقبول درگاه حق

دعای روز دهم ماه مبارک رمضان

سلام

دعای روز نهم ماه مبارک رمضان

سلام. سلام. صد تا سلام...

انشاالله که نماز روزه های همه ی شما مقبول درگاه حق واقع بشه...

التماس دعا

دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

سلام

نماز روزه هاتون مقبول درگاه حق...

زود قضاوت نکنید...

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد اوفرستادند..
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید.
نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟
وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که

 مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟  زود قضاوت کردید؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟زود قضاوت کردید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار

دارد؟  زود قضاوت کردید؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری

دارید ...

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید

به خیریه شما کمک کنم؟

 

باز هم زود قضاوت کردید؟؟؟؟

قدرت اندیشه

پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود.

پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد:

"پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم،  چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.   من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد . من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي.

دوستدار تو پدر".

 

*طولی نکشيد که پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد: "پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام".*

 

*ساعت 4 صبح فردا  مأمور اف.بي.آی و افسران پليس محلي در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند؟* 

*پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که مي توانستم از زندان برايت انجام بدهم".*

دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان

سلام

امیدوارم نماز روزه های همتون مقبول درگاه حق باشه...

التماس دعا 

دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

سلام

دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

سلام

التماس دعا

ختم قرآن به صورت دسته جمعی

سلام

قصد داشتم تا مثل پارسال یه پست برای ختم قرآن مجید توی وبلاگ قرار بدم تا تمام کسایی که توی این طرح شرکت می کنن، در ثوابش شریک بشن. البته استقبال از وبلاگ به خاطر مشغله ی کاری بچه ها کاهش پیدا کرده و به خاطر همین مردد بودم تا امروز که نظر خانم نجان رو توی وبلاگ دیدم. پس به خدا توکل می کنیم و این طرح رو مثل پارسال اجرا می کنیم...

این ختم قرآن را پیشکشی برای سلامتی حضرت موعود (عج) در نظر می گیریم...

برای شرکت در این طرح، به قسمت نظرات بروید و جز یا جزهایی رو که قصد خوندنشونو دارین و انتخاب نشدن رو بنویسین...

جز ۱ خانم نجان - خوانده شد

جز ۲ خانم نجان - خوانده شد

جز ۳ خانم نجان - خوانده شد

جز ۴ خانم نجان - خوانده شد

جز ۵ خانم نجان - خوانده شد

جز ۶ سلام - خوانده شد

جز ۷ خانم معرب

جز ۸  ناشناس - خوانده شد

جز ۹ خانم جلیلی - خوانده شد

جز ۱۰ آقای ابوالعلا - خوانده شد

جز ۱۱ ناشناس - خوانده شد

جز ۱۲ خانم ترامشلو - خوانده شد

جز ۱۳ خانم ترامشلو - خوانده شد

جز ۱۴ آقای امیری - خوانده شد

جز ۱۵  مهمان - خوانده شد

جز ۱۶ آقای امیری - خوانده شد

جز ۱۷ کریمی - خوانده شد

جز ۱۸ کریمی - خوانده شد

جز ۱۹  آقای امیری - خوانده شد

جز ۲۰ آقا محمودی - خوانده شد

جز ۲۱ محمد کریمی - خوانده شد

جز ۲۲ محمد - خوانده شد

جز ۲۳ محمد - خوانده شد

جز ۲۴ کریمی - خوانده شد

جز ۲۵ کریمی - خوانده شد

جز ۲۶ کریمی - خوانده شد

جز ۲۷ ستاره

جز ۲۸ ناشناس - خوانده شد

جز ۲۹ رهگذر- خوانده شد

جز ۳۰ رهگذر - خوانده شد

ضمن بعد از تلاوت این قسمت ها، دوباره در قسمت نظرات بنویسید تا قبل از شب های قدر، ختم کامل قرآن رو انجام بدیم.

نکته: این طرح کاملا اختیاریه. چون خیلی ها در این روزها، خودشون روزی یه جز از قرآن رو می خونن.

نکته ۲: می تونین دیگران (خانواده، فامیل و آشنایان) رو هم در این طرح شرکت بدین.

نکته ۳: فایل صوتی هر جز با ترتیل استاد پرهیزگار رو که خواستین، بگین تا برای دانلود، قرار بدم.

 

دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه و نماز روزه هاتون قبول درگاه حق باشه...

 

 

التماس دعا

دعای روز سوم ماه مبارک رمضان

سلام

التماس دعا

دعای روز دوم ماه مبارک رمضان

سلام

 


برای دانلود فایل صوتی این دعا، اینجا را کلیک کنید.

حلول ماه مبارک رمضان

سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه.

حلول ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک می گم.

انشاالله که اعمال نیک همتون مورد قبول درگاه احدیت قرار بگیره. 

 

 

برای دانلود فایل صوتی این دعا، اینجا را کلیک کنید.

 ما رو از دعای خیر خودتون بی نصیب نذارین...

حسنی نگو بلا بگو/ تنبل تنبلا بگو ...

سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه.

نمی دونم دیشب یهو چی شد که یاد کتاب های دوران بچگیم کردم و رفتم به دوره ی کتاب های شعر و داستان بچگی و تو این حین تا چند تا از این کتاب ها و شعر ها و البته فایل های صوتیشونو پیدا نکردم، ول کن نبودم!

تو این بین شعر معروف "حسنی نگو بلا بگو/ تنبل تنبلا بگو..." رو برای تجدید خاطره براتون می ذارم.

توی ده شلمرود،حسنی تک و تنها بود٬حسنی نگو بلا بگو ،تنبل تنبلا بگو   

موی بلند٬ روی سیاه٬ ناخن دراز٬ واه واه واه!!!

نه فلفلی٬ نه قلقلی٬ نه مرغ زرد کاکلی٬ هیچ کس باهاش رفیق نبود.   

تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه

باباش می گفت: حسنی میای بریم حموم؟    نه نمیام! نه نمیام!

سرتو می خوای اصلاح کنی؟                       نه نمی خوام! نه نمی خوام!

کره الاغ کدخدا،یورتمه می رفت تو کوچه ها٬         

الاغه چرا یورتمه میری؟

دارم میرم بار ببرم٬ دیرم شده عجله دارم.         

الاغ خوب و نازنین!  سر در هوا سم بر زمین، یالت بلند و پرمو ،دمت مثال جارو، یک  کمی به من سواری میدی؟  نه که نمی دم.

چرا نمیدی؟ واسه این که من تمیزم ،پیش همه عزیزم٬ اما تو چی؟      

موی بلند٬ روی سیاه٬ ناخن دراز٬ واه واه واه!!!

غازه پرید تو استخر٬  تو اردکی یا غازی؟  من غاز خوش زبانم!

میای بریم به بازی؟ نه جانم٬

چرا نمیای؟  واسه اینکه من ، صبح تا غروب، میون آب٬ کنار جو٬ مشغول کار شستشو٬

اما تو چی؟ موی بلند٬ روی سیاه٬ ناخن دراز٬ واه واه واه!!!

در وا شد و یه جوجه، دوید و اومد تو کوچه، جیک جیک کنان، گردش زنان

اومدو اومد پیش حسنی٬  جوجه کوچولو   کوچول موچولو   میای با من بازی کنی؟

مادرش اومد قدقدقدا     برو خونتون تو رو به خدا    جوجه ی ریزه میزه    ببین چقد تمیزه؟

اما تو چی؟ موی بلند٬ روی سیاه٬ ناخن دراز٬ واه واه واه!!!

حسنی با چشم گریون، پا شد و اومد تو میدون:

آی فلفلی! آی قلقلی! میاین با من بازی کنین؟ نه که نمیایم. چرا نمیاین؟

فلفلی گفت: من و داداشم و بابام و عموم، هفته‌ای دو بار میریم حموم

اما تو چی؟

قلقلی گفت:نگاش کنین. موی بلند٬ روی سیاه٬ ناخن دراز٬ واه واه واه!!!

حسنی دوید پیش باباش٬ حسنی میای بریم حموم؟    میام! میام!

سرتو میخوای اصلاح کنی؟                                    میخوام! میخوام!

حسنی نگو یه دسته گل      تر و تمیز و تپل مپل

الاغ و خروس٬ جوجه و غاز و ببعی٬ با فلفلی٬ با قلقلی٬ با مرغ زرد کاکلی٬ حلقه زدن دور حسن

الاغه می گفت: اگه کاری نداری بریم الاغ سواری.

خروسه می گفت: قوقولی قوقو قوقولی قوقو

هر چی میخوای فوری بگو.

مرغه می‌گفت:حسنی! برو تو کوچه بازی بکن با جوجه.

غازه می‌گفت: حسنی  بیا با همدیگه بریم شنا.

توی ده شلمرود، حسنی دیگه تنها نبود!

 

برای دانلود فایل تصویری این شعر هم می تونین اینجا رو کلیک کنید.


شاعر این شعر، مرحوم منوچهر احترامیه که روحش شاد باد...

 

منوچهر احترامی (۱۳۲۰تهران - ۲۳ بهمن۱۳۸۷تهران) طنزپرداز از قدیمی‌ترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان بود، که مجموعهٔ کارهای «حسنی نگو یه دسته‌گل» او از دههٔ ۶۰ تا امروز، با مجموع تیراژ چندمیلیونی همچنان یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های کودکان به‌شمار می‌رود. ادامه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

شاه کلید

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت:سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ نخودکی فرمود:

نماز اول وقت شاه کلید است.

ما پرسپولیسیم. پرسپولیس...

سلام به همه ی دوستان.

انشاالله که حال همتون خوب باشه.

بعد از کل کل های فوتبالی ای که در وبلاگ به دنبال پست صعود تیم ملی کشورمون، توسط عده ای که می خواستن این برد رو به نام تیم باشگاهی خودشون رقم بزنن، راه افتاده بود، قول داده بودم تو اولین فرصت تحلیل های جدید خودمو بنویسم.

سعی من بر اینه که در این تحلیل ها هیچ گونه غرضی رو وارد نکنم و قصد "حمایت الکی" از تیم باشگاهیم که الحق و الانصاف جای حمایت داره، نداشته باشم.

۱. حرف خانم طبایی مبنی بر این که نباید زحمت های رحمتی رو در بازی های قبلی ایران ندید گرفت رو به شدت قبول دارم. من هم منکر این عمل نیستم. اگر هم دقت کرده باشین تحلیل های من مربوط به بازی آخر تیم ملیه نه کل بازی ها. وگرنه هم سید مهدی رحمتی، هم علی کریمی و هم اشکان دژاگه در این صعود نقش داشتند.

اما اگر به صورت موشکافانه بخوایم به بحث در مورد سید مهدی رحمتی بپردازیم، به شخصه خود من این دروازه بان رو از لحاظ اعتقادی تا اون جایی که می شناسمش و از لحاظ فنی قبولش دارم. اما اون جایی که قصد خدا حافظی از تیم ملی رو می گیره، حالا چه موقتی چه دائم، باید به نظرش احترام گذاشت. بازیکنی که دلش با تیم نیست، همون بهتر که از خونه دعا گوی تیم ملی ایران باشه.

البته خدمت دوست عزیزم آقای امیری که خیلی از تیم محبوبشون دفاع می کنن، عرض کنم که این اتفاقات در باشگاه شما حل شدست. فرهاد مجیدی بعد از خداحافظی از فوتبال و نامه نویسی به همین مناسبت!!! دوباره به تیمش برمی گرده. آقای جباری هر ساله برای فرار از بدنسازی قبل فصل علیه باشگاه کلی حرف می زنه و باشگاهم می گه دیگه این آقا رو نمی خوایم و آخرشم با سلام و صلوات بر می گرده!!! با این اوضاعی که دارین، توقع دارین رحمتی هم برگرده و دوباره تو تیم همون جایگاه رو داشته باشه. یعنی هر کی ناز کرد برای ما، برگرده و جایگاهش بهتر از قبل بشه!!! تیم محبوب ما، یکی از بهترین بازیکناشو، که یکی از بهترین بازیکنان آسیا هم هست رو بعد از اعلام خداحافظی از فوتبال به گفته هاش ارزش قائل شد و با حفظ احترام مقابل دستش رو برای انتخاب تیم باز گذاشت.

منتظر آقای جباری بمونین...

۲. آقای امیری عنوان می کنن که تیم ملی استقلال!!! زمانی که شما بعد از دیدن ۶ بازیکن استقلال در ترکیب تیم ملی ذوق زده می شین و از اسامی مجعول برای تیم ملی کشورمون استفاده می کنین، واقعا نمی دونم باید چی بگم. زمانی رو به یاد میارم که ۹ بازیکن تیم پرسپولیس در تیم ملی پادشاهی می کردن و اون موقع ها خبری از تیم های رده های پایین تر نبود. اما ما زیاد ذوق نمی کردیم...

اما اگر بخوایم نگاه واقع بینانه ای به جریان داشته باشیم، کی روش به خاطر این که تیم استقلال آخرین تیمی بود که از مسابقات دست کشیده بود، اسکلت تیم رو از این تیم قرار داده بود. تصمیمی که واقعا از لحاظ هماهنگی، درست بود. از طرفی بازی های این تیم جلوی تیم های عربی در این فصل هم به این قضیه کمک کرده بود و گرنه خود ما می دونیم بازیکنانی مثل هاشم بیک زاده که البته در بازی آخر خوب بود، در حضور مهرداد پولادی جایی در ترکیب نداره و الی الاخر...

۳. زمانی که تیم ملی ایران تنها ۲ گل در مسابقات مقدماتی جام جهانی می خوره و عنوان بهترین دفاع جهان!!! رو پیدا می کنه،  نباید منکر دفاع خوب ایران شد. د ر این راه هم صد در صد تمامی دفاع ها عالی ظاهر شدن، نه یک نفر. اما در این بین مدافعی که بهترین عملکرد رو داشت بدون برو برگرد، سید جلال حسینی بود. برای این ادعا نیازی به آوردن عکس و لینک و این حرفا هم نیست. واضح و مبرهنه. حرف من، همین بود.

۴. صحبت های دوستان خودم رو در حمایت از تیم باشگاهیشون در قبال موفقیت تیم ملی ایران، می تونم نشات گرفته از حرکات غیر ورزشی کاپیتان تیم ملی ایران بعد از به ثمر رسوندن گل مقابل تیم ملی لبنان ببینم.  بازیکنی که تیم ملی رو با تیم باشگاهیش اشتباه می گیره و اون طور به بازوبند آبی بوسه می زنه. واقعا جای تاسفه!!! حتما قوچان نژاد هم بعد از گل باید پرچم بلژیکو تکون می داد!!! حالا اون میاد این کارو می کنه، از تماشاچیا چه توقعیه؟؟؟

۵. ممنون از مصطفی که نماینده ی خوبی برای " ۳۵ میلیون هوادار تیم پرسپولیس" بود. مردمی ترین تیم ایران. تیمی که تماشاچیاش تا پای جونش برای حفظ مدیرعاملشون و دوری از سیاسی بازی داخل باشگاه قد علم کردن و یه لحظه هم کوتاه نیومدن. تیمی که پیشکسوتاش کلی از این ور به اون ور کردن تا حق رو به کرسی بشونن. نه مثل آقای رو شن ...

همه چیز روشنه. نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم. نیازی هم به شانتاژ و سر و صدا نداریم. ما پرسپولیس ایرانیم. پرسپولیس... 

عیدتون مبارک

سلام

انشاالله که حال همتون خوب باشه.

این پست رو با گوشیم از شهری که تو این چند وقته تا یه وقت خیلی خیلی کوچولو پیدا کردم، این جا آفتابی شدم، براتون می ذارم. به خاطر همین، زیاد قدرت مانور ندارم. از فرصت این پست استفاده می کنم و می گم:

عید نیمه ی شعبان بر همتون مبارک

یه شعر از قیصر امین پور هم که در وصف امام عصر (عج) است رو براتون می ذارم. امیدوام خوشتون بیاد.

صبحِ بی تو، رنگِ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد


بی تو می‌گویند: تعطیل است کار عشق‌بازی

عشق امّا کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟


جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو امّا

خاکِ این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد


خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد

عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد


روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد


در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد


ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

 

پی نوشت: ضمن سلام ویژه تر به مصظفی،ایمان و خانم طبایی بگم که بدجوری وقتی این مطالب کل کل استقلال - پرسپولیس رو می خونم، دوست دارم  تو بحث ها شرکت کنم. تحلیل ها رو هم آماده کردم. اطلاعات رو که روی گوشیم انتقال بدم، به زودی با این سرعت پایین، روی وبلاگ می ذارم .