صندلی داغ شماره ی 3 (خانم اسکندری)

سلام به همه ی دوستان

این هم همون صندلی داغیه که دیشب قولشو داده بودم. یک صندلی داغ جالب و مهیج. من هم مثل همه ی شما نظرمو در قسمت نظرات به زودی خواهم نوشت. اما فقط همینو بگم که به نظر من که خیلی عالی شده. بخونینش...

۱. یه بیو گرافی اولیه از خودتون بگید.

سلام علیکم یا ایهاالطراحی الفرآیند العلاف  ندا علی اسکندری. متولد ۱۳۶۲ از تهران. اصالتا آذری زبان هستیم. زبان آذری رو متوجه می شم ولی خوب نمی تونم صحبت کنم و همیشه آرزوم این بوده که اجداد گرامی هیچ وقت تهران نیومده بودن و من توی کوه و دشت زندگی می کردم واون وقت به قول شاعر می تونستم بگم که: ساده بگم ساده بگم بوی علف می داد تنم (شعر مردمو تحریف کردم)

۲. خانم اسکندری الان مشغول چه کاریه؟

کارای پایان نامه رو با سرعت لاک پشت جلو می برم و یه کا ر پاره وقت.

۳. دلتون برای کدوم از بچه ها بیشتر تنگ شده؟

طراحی فرآیند ۹۱ دانشگاه سمنان، می شناسین؟

۴. بزرگترین فرصتی که توی زندگیتون از دست دادین، چی بوده؟

شکر خدا تا حالا پیش نیومده.

۵. وقتی بهتون می گن خانم مهندس، چه حسی دارین؟

نمی دونم چرا، ولی خیلی بدم میاد.

۶. بهترین کادویی که گرفتین چی بوده و از کی گرفتین؟

ماکارونی  حدس بزنین از کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۷. طولانی ترین روز زندگیتون کی بوده؟

معمولا روزای بد آدما جزء طولانی ترین روزای زندگی شونه که من تابستون امسال تجربه کردم.

۸. دوست دارین جای کدوم شخصیت کارتونی بودین؟

بامزی

۹. وقتی عصبانی می شین چی یا کی یاچه کاری بهتون آرامش می ده؟

وقتی عصبی می شم کاری نمی کنم.فقط سکوت. گاهی تا دو سه روزم طول می کشه.

۱۰. بهترین خبری که دوس دارین بشنوین چیه؟

انا مهدی...

۱۱. از چه چیزی خیلی متنفرین؟

دروغ

۱۲. چه غذایی رو بهتر از همه درست می کنین؟

من کلا خوب آشپزی می کنم (اعتماد به نفسم نداریم که)  ولی قورمه سبزی رو چون خیلی دوست دارم بیشتر تو درست کردنش دقت می کنم.

۱۳. بزرگترین آرزوتون چی بوده یا هست؟ بهش رسیدید؟

شفای پدرم...

۱۴. بین حیوونا از کدوم خوشتون میاد؟

اسب. (اگه سفید و بالدارم باشه که چه بهتر) البته قراره تو مهریه م باشه

۱۵. خنده دار ترین شیطنتی که انجام دادین چی بوده؟

اصفهان که بودم رییس دانشگاه اومده بود خوابگاه برای سخنرانی، کفشاشو بردم انداختم توی محوطه بعدش اومدم اتاق،نمی دونم چقدر دنبالش گشتن چون چند ساعت دیگه که رفتم نه رییس بود نه کفشاش 

۱۶. دوست دارین تا چند سالگی عمر کنین؟

تا وقتی که نبودنم بهتر از بودنم باشه.

۱۷. این جمله رو کامل کنید: مهم ترین وظیفه ی هر انسانی در زندگیش اینه که ... طوری زندگی کنه که دیگران از دستش و زبانش در امان باشن.

۱۸. اگر آخرین بازمانده ی زمین باشین، چه کار می کنین؟

چون می دونم اون موقع امنیت دارم تو یه جاده تو شب تا هر جا که دلم بخواد رانندگی می کنم همراه با گوش دادن به موسیقی قدیمی.

۱۹. بعد از شنیدن این کلمات چه چیزی به ذهنتون می رسه؟

فرشاد ورامینیان..هیدرات گازی 

 بانو فرنگیس ...خیلی دوسش دارم 

 خانم نجان ...گربه (اگه گفتین چرا؟)

 دانشگاه سمنان...خوش گذشت 

 مهندسان جوان...سرخوش و...

۲۰. و اما حرف آخر.

برای همتون آرزوی سلامتی و سعادت دارم و اینکه (اینو با تمام وجودم می گم)قدر بابا ومامانتونو بدونین. تا وقتی هستن نمی دونیم چه نعمتی رو خدا به ما داده ولی وقتی از دست می دیم تازه ای کاش ها مون شروع می شه.

صندلی داغ شماره ی 2 (آقای امیری)

سلام

این بار سلامم رو تقدیم می کنم به پیشگاه پیامبر مهربانی ها و خاندان پاکش

و یه سلام بلند به همه ی شما که به وبلاگ سر می زنین، پست می ذارین و نظر می دین...

دوباره، سفره ی دلمو براتون باز نمی کنم. نمی گم که قرار نبود من حالا حالا ها پست بذارم. (البته من پستامو توی نظرات پست قبلیم می ذاشتم و شاید ادامش بدم. اگه تا حالا نخوندین، برین ببینین.) اما ارزش دوستمون که زحمت کشیدن و به قول خودشون با تاخیر سوال های صندلی داغ ما رو جواب دادن، بالاتر از این حر فاست...

معمولا رسم صندلی های داغ به اینه که فردی که روی صندلی داغ می شینه، با جواب به سوال دیگران، اون ها رو سورپرایز می کنه. اما من، اندفعه یه نو آوری هم انجام دادم و سوالاتی رو از یکی از بستگان اون فرد در مورد خودش پرسدم تا بلکه اونم سورپرایز بشه.

بیش از این معطلتون نمی ذارم. این شما و این هم سوال و جواب ما از خانم امیری خواهر ایمان و البته صندلی داغ آقای ایمان امیری. نظرات بلند بالای منو می تونین در نظرات بخونین.

در ضمن از خانم ها امیدی و امیری که برا تهیه ی این پست وسوال ها به من کمک رسوندن، تشکر ویژه ای دارم.

سوالات ما از خانم امیری 

ایمان رو در چند جمله تعریف کنید.

ایمان رو در چند جمله تعریف کردن کارسختیه ولی شروع می کنم .

ایمان یعنی صبور؛ یعنی شوخ مزاج؛ یعنی نیت صاف؛ یعنی خوش رفتار؛ یعنی مهربان، دلسوز، فداکار، اعتمادکامل، چشم پاکی، فعال و البته یه کم حوصله اش زیاده  و همین یه کم اعصاب ما رو به هم می ریزه. ایمان یعنی داشتن یه دل بزرگ؛ یعنی درک کامل؛ یعنی تمام صفات خوب درکل دوست داشتنی که هر دختری آرزوی داشتن چنین صفاتی از مرد آینده اش رو داره. با این که آبجی اش هستم ولی تمام این تعاریف به جا بود.

بارزترین صفات خوب و بد ایمان از نظر شما؟

صفات خوب ایمان: درک کردن و آرامش دادن به اطرافیان، تو اوج ناراحتی این قدر قشنگ مسائل را حل می کنه که هیچ کس باورش نمی شه. 

صفات بد: پرحوصله بودن و این که یه کم کارهایی که بهش محول می شه از طرف خانواده رو پشت گوش می ندازه.

آیا تو خونه هم کمک هم می کنه؟

ایمان فقط ایام عید به ما کمک می کنه وبقیه روزها خیلی کارهاش به چشم نمی آد چون آن چنان کمک نمی کنه. ایمان همیشه عزیز نازلی خونه بود. چون بعد از دو دختر به دنیا اومده بود، واسه همین مامانم خیلی لوسش کرده ...

تا حالا دختری رو برای ازدواج بهش پیشنهاد دادین؟

آره پیشنهاد دادیم ولی اون می گه باید همه تا حدودی  شرایط فراهم باشه تا بتونه یه ازدواج موفق داشته باشه.

به نظرتون زن ذلیل می شه؟

ایمان زن ذلیل می شه. مطمئن هستم؛ چون ایمان عاشق خانواده هست.

... و

ایمان پسر آرومی هست و هیچ وقت دنبال حاشیه نیست .

ایمان اخلاقش طوری هست که می تونه باهمه دوست بشه .

 ایمان عاشق فوتبال و فوتبال رو به هر چیزی ترجیح می ده .

خیلی عاشق کتاب رمان و شعر نیست و بیشتر ترجیح می ده کتابهای  درسی اش را بخواند .

من همیشه تمام حرفای دلم رو به ایمان و ایمان نیز به من می گه. من و ایمان رابطه ای خوبی داریم چون تا حدودی عین هم فکرمی کنیم .

ایمان یه کم  تنبله. همیشه واسه شستن جوراباش باهم بحث داریم ولی باز بیچاره مامانم زحمت اونا رو متقبل می شه.

و این هم صندلی داغ ایمان امیری

یه بیوگرافی اولیه از خودتون لطفا.

ایمان امیری هستم. متولد ۲۴ بهمن ۱۳۶۴. شهرستان مرودشت. فرزند سوم و پسر بزرگ خونواده و دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه سمنان مقطع ارشد.

یه خاطره ی خوب و بد از دانشگاه برامون بگو.

تو دانشگاه خاطره بد کم دارم البته به جز اون قسمت اعلام نمرات. به نظرم اکثر خاطرات بد همون موقع و فقط در جای خودشون هستن که بدن. بعدش یه جورایی چون خاطره هستن بیادآوردنشون خیلی آدم اذیت نمی کنه. در گذشت پدر خانم اسکندری یکی از بدترین حوادثی بود که متاسفانه رخ داد و بالطبع تاهل دوستم آقای اژدری هم یکی از بهترین حوادث بود.

چه چیزی رو هرگز حاضر نیستی تو زندگیت با کسی تقسیم کنی؟

خلوت با خدا رو نمی شه با چیزی یا کسی تقسیم کرد.

راسته می گن شیرازی ها تنبلند؟

سوال غیراخلاقی نداشتیم (با خنده). بالاخره حرف دلتون و زدین. اول تنبل نمی شه گفت چون خیلی وقتا و تو خیلی از زمینه ها (قهرمانی المپیکی امید نوروزی) از خیلیا زرنگترند. خوش گذرون بودنشون گاهی دلیل شده برا نسبت دادن این صفت بهشون. بعدش این که هوای شیراز مخصوصا اردیبهشت و خرداد به علت خاص بودنش خواب آوره. جالب اینه که این حرفو افراد دیگه مث دانشجوهای غیر بومی استان هم می گن.

آخرین باری که گریه کردی کی بوده و چرا؟

آخرین بار که واقعا از ته دل اشک می ریختم مبعث پیامبر بود. حدود ۳ ماه پیش. حرم امام رضا(ع). از شوق دیدار...

مهم ترین ملاکت برای انتخاب همسر آیندت چیه؟

صداقت و ساده بودن. البته سادگی ظاهری خوبه ولی سادگی باطن برام مهمتره.

دوست داریم بدونیم روز خواستگاری در جواب اون دختر خوشبخت، به ۵ سوال زیر چه جوابی می دین؟

-  چه ملاک هايي براي خوشبختي داريد؟

با خدا بودن و توکل کردن می تونه ضامن خوشبختی همیشگی باشه.

- نظرتان راجع به مرد سالاري و زن سالاري چيست؟

با این کلمات خیلی رابطه خوبی ندارم. معتقدم مرد و زن مث ۲ تا رفیقن و توی رفاقت کسی نسبت به دیگری برتری نداره.

- آيا همسرتان بايد براي هر کاري از شما اجازه بگيرد؟

اجازه گرفتن نه. ولی دوس دارم مشورت کنه!

-  بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد مي کنيد؟

عموما شرایط تاهل کمتر ایجاب می کنه که با دوستای مجرد رفت و آمد کرد ولی تلاشم اینه که رابطمو با دوستای متاهلم بعد از ازدواج برقرار کنم.

- به داشتن چند تا بچه اعتقاد دارید؟

داشتن بچه رو قیمت دلار مشخص می کنه نه اعتقاد از قبل!!!

بین کارهای زیر اگه بهت پیشنهاد بشن، اولویت قرار بده. دلال ماشین .گل فروشی. فالگیری. آرایشگری. بستنی فروشی

گل فروشی/ بستنی فروشی / فال گیری / دلال ماشین / آرایشگری

اگه بری سرکار، اولین حقوقتو چه کار می کنی؟

نمی شه گفت!!! (یه زمانی نیت کردم به مسجد محل کمک کنم. خدا کنه سعادتش نصیبم بشه)

زیبا ترین و به یاد ماندنی ترین نصحیتی که شنیدی چی بوده؟

نصیحت که زیاد شنیدم. فک کنم همون نگاه کردن به دنیا و زندگی از زوایای جدا از مادیات جزء بهترین نصایح بوده که شنیدم و سعی کردم عمل کنم.

چرا از در که می خوایم رد بشیم به هم دیگه تعارف می کنیم. ولی سر تقاطع به هم رحم نمی کنیم؟

شاید شلوغی خیابون و اون استرسای خاص رانندگی باعث به وجود اومدن چنین اتفاق هایی بشه که نباید بشه. بالاخره شرایط همه تو خیابون یه جوره!!! ولی جلو در چون شما معمولا با دوستاتون هستین، چنین  تعارف ها رایج می شه.

یکی از سوالات صندلی داغ خانم نجان رو که دوست داشتی خودت جواب بدی، بنویس و جواب بده.

یه بیت شعر رو که خیلی دوست دارین بنویسین:

خنك آن قماربازي كه بباخت هر چه بودش / بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر

بعد از شنیدن این کلمات چه چیزی به ذهنت می رسه؟

شیش تایی ها: برد تاریخی ایران از کره جنوبی (با خنده)

اژدری: سادگی و صداقت

دکتر زارع: با سواد و بی ریا

تخت جمشید: شکوه و غرور + پاتوق

این جمله از کیه: "هنر به روز کردن وبلاگ اینه که هر کسی تو شهر خودش که هست پست و نظر بذاره." ؟

مطمئناً جمله من نیست...



نفربعدی صندلی داغ رو، شما به ما معرفی کنین...

راستی من یه عذرخواهی به آقا محمودی بدهکارم. چون قرار بود به مناسبت روز تولدشون و بازگشایی مدارس با خودشون و خانمشون که معلم هستن، یه صندلی داغ رو برگزار کنیم. اما چه کنم که من تنها و یه وبلاگ با هزار سر و سودا... واقعا وقت نکردم.

خانم امیری یه سری از سوالاتی که شما فرستاده بودین هم در بایگانی ما می مونه تا برای دور بعدی صندلی داغ، از برادرتون بپرسیم.

صندلی داغ شماره ی 1 (خانم نجان)

سلام. سلام و باز هم سلام

 از صفات پسندیده ی پیغمبر اسلام (ص) این بود که به تمام مردم ازصغیر و کبیر سلام می کردند.

خیلی خیلی خوشحال هستیم که با یه پست دیگه درخدمت شما خوانندگان عزیز هستیم. (این تیکه کلام فردوسی پور اول برنامه ی نوده) همون طور که از تیتر این پست متوجه شدین، با سری جدیدی از پست ها در خدمت شما هستیم. ما قبلا هم سعی کرده بودیم که با این سری پست ها که با نام کمی خودمانی قرار بود به رشته ی تحریر دربیاد (تو رو خدا فعلو نگاه کنین و حالشو ببرین) وبلاگ رو رونق بدیم. اما چون بچه ها سوالی برای ما نفرستادند، به شکست برخورد. اون پست ها قرار بود با سوال و جواب از خانواده ی محترم محمودی آغاز به کار کنه. اگه یادتون نمی آد، اینجا رو کلیک کنید. به خاطر همینم اندفعه مقدمه چینی نکردیم.

و اما خانم نجان...

 و اما خیلی خیلی خوشحالیم که اولین پست صندلی داغمون رو با خانم نجان شروع کردیم. به عنوان اولین صندلی داغ هم سعی کردیم که سوالاتمون زیاد نباشه. اما از اون جایی که تعداد اعضای وبلاگ ۱۵-۱۶ تایی بیشتر نیست و سعی می کنیم چند دور این پست ها رو ادامه بدیم، سعی می کنیم در دورهای بعدی سوالات بیشتری رو از ایشون بپرسیم و تلافی کنیم. من که خودم به شخصه از این سوال و جواب ها سورپرایز شدم و خیلی خیلی خوشم اومد و به خاطر صداقت ایشون در جواب دادن به سوال ها بعید نمی دونم که قبل از پایان یافتن دور اول باز هم مزاحم ایشون بشیم...

بیش از این شما رو منتظر نمی ذارم. این شما و این هم صندلی گرم خانم نجان...

یه بیوگرافی از خودتون لطفا.

اول سلام

 مریم نجان متولد ۱۹ مرداد/ تهران. فرزند سوم خانواده. تحصیلاتمو می دونید؛ کارشناسیم شیمی شهید بهشتی و ارشد مهندسی شیمی سمنان وشغلم مدیریت کنترل کیفیت….

تابستان خود را چگونه گذراندید؟

الان حس می کنم باید انشا بنویسم که خیلی توش ضعیفم. 

تیر به خاطر امتحانایی که دادم استراحت وتفریح  کردم. مرداد که ماه رمضون بود هیچ کار مفیدی نکردم البته به جز روزه گرفتن. الانم چون سمینارمو تابستون گرفتم سعی می کنم یه کمی فعالیت علمی کنم البته اگه مسافرتای آخر تابستون بذاره.

تو تابستون گیلان ومازندران و طالقان رفتم و احتمالا تا چند وقت دیگه شیراز.

بچه بودین دوست داشتین چه کاره بشین؟

به شدت دوست داشتم پزشک بشم ولی نشد........

چه غذاهایی بلدین درست کنین؟ اصلا بلدین غذا درست کنین؟

هرکسی می تونه غذا درست کنه ولی اینکه دیگران خوششون بیاد مهمه. من ماکارونی و لازانیا وپیتزا رو خوب درست می کنم.

درست کردن دسر رو بیشتر از غذا دوست دارم.

بین حیوونا از کدوم خوشتون میاد؟

راستش من از هیچ حیوونی خوشم نمی آد ولی دوست دارم همین جا تنفر شدید وحس بدم رو نسبت به گربه ابراز کنم.

تو دنیا بعد از رعد وبرق از گربه می ترسم. به نظر من گربه ها خیلی باهوشن ویه روزی آدما رو نابود می کنن ..!!!

چه کاری بوده که به خاطر دختر بودن نتونستین برین سراغش؟

معمولا اگر کاری رودوست داشتم و انجام ندادم از تنبلی بوده نه به خاطر دختر بودن. خیلی علاقه ای به کارای پسرونه ندارم.

چرا یه کاری هست پارک کردن ماشین که فکر می کنم یه کار مردونست ومن بعد از ۲سال رانندگی مداوم نمی تونم انجام بدم !!

زندگی چه رنگیه؟ کمی توضیح بدین؟

وقتایی که خیلی خوشحالم سبز. چون بهم آرامش می ده.

وقتی شرایط اونطوری نیست که دوست دارم  یا حالم خوب نیست یا استرس دارم قرمز. اما بیشتر وقتا همون سبز.

چقدر به حرف مردم اهمیت می دین؟

من از اون دسته آدمایی هستم که حرف مردم ونظرشون نسبت بهم واسم مهمه. به خاطر همینم هیچ وقت آدمایی رو که غیبت کنن پشت سرم نمی بخشم.

به نظرتون یه زن می تونه رییس جمهور باشه؟

معلومه که می تونه، رئیس جمهور شدن توانایی هایی می خواد که بعضی زن ها دارن. تعدادشون کمتر از مرداست ولی به هر حال همچین زن هایی هم هستن، الانم  رئیس جمهور زن تو دنیا هست.

بزرگترین راز زندگیتون تو چه زمینه ایه؟

زمینشم رازه. سوال بعدی لطفا.........

اگر از بالای برج میلاد، پایین بیفتید، تا به پایین برسین، چه کار می کنید؟

اولا که خدانکنه. این همه آدم می رن بالای برج میلاد فقط من بیفتم؟

اگه یه همچین اتفاقی بیفته، همون اول بی هوش می شم و هیچ کاری نمی تونم بکنم.

اگه استاد شدید دوست داشتید جای کدوم یکی از استادا باشید؟

سوال خیلی خوبی بود. خیلیا می دونن من چون علاقه خاصی به دکتر ورا....  و شخصیتشون دارم و اینکه اصلا دوست ندارم هیچ دانشجویی پشت سرم حرف بزنه ونفرینم کنه به شدت دوست دارم جای ایشون باشم !!!!!!!!!!!!!!!!

یه بیت شعر رو که خیلی دوست دارین بنویسین.

این قافله عمر عجب می گذرد    دریاب دمی که با طرب می گذرد

اگه روزی یه کتاب بنویسید اونو به کی تقدیم می کنید؟

چون کتاب نوشتن به نظرم کار خیلی سختیه، من همون یه کتابو به خیلیا تقدیم می کنم.

سه نفرشون که برام مهمتره، حتما اسمشون باشه، مادرم، پدرم و برادرم  وحید.

چرا تو وبلاگ انقدر کم پست گذاشتین؟

با این سوالتون نشون دادین که واقعا صندلی داغه. الان می خواین مجازات کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستش من کلا آدم درون گرایی هستم. نه زیاد نظرمو می گم نه زیاد حرف می زنم و به شدت عاشق آرامشم.

چشم از این بعد سعی می کنم اگه مطلبی  رو خودم دوست داشتم تو وبلاگ هم بذارم.

یکی از دلایلی که کم پست می ذارم اینه که خودم هم به سختی از چیزی خوشم میاد.

آقای کریمی دست شما درد نکنه که انقد واسه وبلاگ و رونقش وقت می ذارید ....