جلسه دفاع
امیدوارم حال همگی خوب باشه
چهارشنبه 17 مهرماه ساعت 9 صبح جلسه دفاعمه
خوشحال میشم تشریف بیارین
امیدوارم حال همگی خوب باشه
چهارشنبه 17 مهرماه ساعت 9 صبح جلسه دفاعمه
خوشحال میشم تشریف بیارین
همیشه لبخند بر لبانت
عشق در قلبت
لطف در نگاهت
محبت در چهره ات
بخشش در رفتارت
و حق در زبانت جاری باشد...
ستاره جان تولدت مبارک
ایشالا که هرکی، هر جا هست شاد و سلامت و موفق باشه
ماه رمضان هم تموم شد، چه زود گذشت...انگار همین دیروز بود اولین بانگ ربنا...
میگن عید فطر آغاز تحول درونیه مسلموناست، امیدوارم تا ماه رمضان سال دیگه، اون تحولی که خدا ازمون می خواد، درونمون اتفاق بیفته.
طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق


امیدوارم حال همتون خوب باشه
زمان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب نزدیکه...بن کتاب یادتون نره
مهلت ثبت نام تا 6 اردیبهشت درسایت tibf.net هستش
موفق باشین...


آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.
از در بسته دزد رد میشه ولی از در باز رد نمیشه.
وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر میکنه یکی هست
که در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر میکنه
کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون تو هست ُ میره سراغشون دیگه.
در باز ُ کسی نمیزنه. ولی در بسته رو همه میزنند.
خود شما به خاطر اینکه بدونی توی این پسته دربسته چیه، میشکنیدش.
شکسته میشه اون در. دل آدم هم مثل همین پسته میمونه.
یه سری از دلها درشون بازه. میفهمی تو دلش چیه.
ولی یه سری از دلها هست که درش بسته اس.
اینقدر بسته نگهش میدارند که بالاخره یه روز مجبور میشند بشکنند و همهچی خراب میشه.
آقای مجری: در ِدلِ آدم چهجوری باز میشه؟
فامیل دور: درِ دلِ آدم با دردِ دله که باز میشه
برای دانلود اثبات معادله جونزاینجا کلیک کنید.
قرار نبوده اینقدردور شویم و مصنوعی...
ناخن های مصنوعی...
خنده های مصنوعی...
آواز های مصنوعی...
دغدغه های مصنوعی...
حتما ً قرار نبوده بزهایی باشیم که سنگ نوردی مصنوعی در سالن میکنند به جای فتح صخره های بکر زمین.
هر چه فکر می کنم میبینم قرار نبوده ما اینچنین با بغل دستیهای مان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم جانور بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟
قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاهها و مدرکهای ما رد بشود …
باید کسی هم باشد که گوسفند ها را هی کند، دراز بکشد نیلبک بزند، با سوز هم بزند و عاقبت هم یکروز در همان هیأت چوپانی به پیامبری مبعوث شود...
یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند …
قرار نبوده این همه در محاصره ی سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر و پشت های قوز کرده ی آدمهای ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده...
تا به حال بیل زده اید؟
باغچه هرس کرده اید؟
آلبالو و انار چیده اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یدی به رختخواب رفته اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.
این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر، برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاری آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده اند.
قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن ما تا قرص خواب لازم نشویم و اینطور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.
من فکر میکنم قرار نبوده کار کردن، جز برطرف کردن غم نان، بشود همه ی دار و ندار زندگیمان، همه ی دغدغه ی زنده بودن مان.
قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گرو کشی و ضعف اعصاب داشته باشد.
قرار نبوده اینطور از آسمان دور باشیم و سی سال بگذرد از عمرمان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.
قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه ی سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم...
چیز زیادی از زندگی نمیدانم...
اما همینقدر میدانم که این همه "قرار نبوده " ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته و سردرگم کرده …
آنقدر که فقط می دانیم خوب نیستیم...
از هیچ چیز راضی نیستیم...
اما ...
سر در نمی آوریم چرا ؟؟؟

امیدوارم حال همگی خوب باشه و ایام به کام...
زمان انتخاب واحد ورودی 90 طبق جدول زمان بندی، چهارشنبه بوده و برای اونایی که انتخاب واحد نکردن تا فردا (جمعه 91/11/6) تمدید شده.
اطلاعیه زدن دانشجوهایی که پایان نامه رو ترم پیش برداشتن، باید دوباره این ترم این درس رو بردارن.
موفق باشین...

اول همه شکله هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه بهم دیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم٬ بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
واسه بردن بازی٬ روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد...
فاطمه جان تولدت مبارک

امروز خورشید درخشانتر است
و آسمان آبیتر
نسیم٬ زندگی را به پرواز میکشد
و پرنده آواز جدید میسراید
امروز بهاری دیگر است
در روز تولد مهربانترین
امروز را شادتر خواهم بود
و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد
جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد
تمامی گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود
ای مهربانترین
روزهای زندگی ات هر روز گوارا باد
میلادت مبارک
به یاد کربلا دلها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است ...

راز جاودانگی امام حسین علیه السلام در آن است که تمام عشقهای کوچکتر را به پای بزرگترین عشقی که می توان متصور شد ریخت ...
مرگ در راه عزّت، چیزی نیست؛ مگر زندگانی جاویدان!
و زندگانی با ذلّت؛ چیزی نیست؛ مگر مرگی که هیچ نشانی از زندگی در آن نیست!

اربعین حسینی تسلیت باد.
التماس دعا
قلبت آرام و دلت شاد
خنده هات پایدار و روحت آسمونی
شادیت مستدام و دستات بی نیاز
و خدا پناه روز و شبت باد
ندا جان تولدت مبارک
(البته با تاخیر)
امیدوارم حال همگی خوب باشه
ساعت سمینارارو زدن کسایی که من یادم بود رو پرسیدم. اگه کسی اسمش نیست و ساعتش رو نمی دونه بگه تا بپرسم.
البته اسامی ممتحن هارو ننوشتن. میگن کلا ممتحن حذف شده...حالا دقیقا نمیدونم صحت داره یا نه!
سبزه میدانی 10 - 10.30
طبائی 10.30 - 11
محمودی 11 - 11.30
معرب 11 - 11.30
اسکندری 13.30 - 14
ابوالعلا 14.30 - 15
سلطانی 16.30 - 17
موفق باشین...
سلام
متاسفانه با خبر شدم امروز پدر دوست عزیزمون ندا علی اسکندری به رحمت خدا رفتند...
ندا جان٬ خبردرگذشت پدر عزیزت چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور مینشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چارهای جز تسلیم و رضا نیست.
برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز در گذشته غفران و رحمت واسعه الهی را خواستارم .

ضمنا دوستان٬ خانواده ی ندا نیت کردند تا فردا (مراسم تشییع جنازه) برای آرامش شب اول قبر، یک دور قرآن رو ختم کنن. کسایی که دوست دارن تو این ختم شریک بشن تا فردا بنویسن چه جزء ای رو میخونن. از جزء ۱۹ به بعد مونده.

بار خدایا؛
وسوسه های نفس نگذاشت، جانم در نهر رجب تطهیر شود؛
از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم؛
ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...

پرسیدم: راز روزه در چیه ؟
گفت: پرنده ی چاق و چله زود شکار میشه ... تا بخواد بخودش تکونی بده و با وزن زیادش پرواز کنه کار از کار گذشته ! البته اگر بتونه پرواز کنه !
راز روزه و نخوردن در سبک تر شدن برای پروازه !
همیشه به حال پرنده ها و پروازشون غبطه خوردم. چون اونقدر اوج میگیرن که به یه نقطه تبدیل میشن...
شرط نقطه شدن مشکلات اینه که از زمینش دل کنده باشی و به خدا نزدیک شده باشی !

خدایا دستم به آسمانت نمیرسد٬ اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن
طاعات وعباداتتون قبول حق
التماس دعا...
|
به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!
به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه ! به سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .
به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن.. همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...! وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد به سلامتی هرچی پدره |
تو اتوبان داشتم لايي ميكشيدم،يه زانتيا اومد گفت داري لايي بازي ميكني؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم ميرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ كنترل نا محسوس بزن بغل
معمولا تمرکز و اعصاب انسان پس از گذر زمان کمتر می شود که نشان از عدم وجود زندگی آرام است.در لینک زیر آدرس یک سایت قرار گرفته که می توانید سن اعصاب خودتان را محاسبه کنید . طرز عملکرد این سایت بگونه ای است که بوسیله 10 سوال سن عقلی و اعصاب شما را محاسبه می کند در صورتی که شما از اعصابی آرام برخوردار باشید سن تخمینی این سایت نزدیک به سن خودتان خواهد بود درغیر این صورت سن تخمینی از سن حقیقی شما بیشتر خواهد بود و این یعنی اعصاب شما در طول سالهای زندگیتان بدلیل مشکلات زندگی بالا تر است یعنی خسته تر از یک فرد با اعصابی آرام!
ابتدا روی لینک زیر کلیک کنین بعد دکمه استارت رو بزنین بعد از یک آماده باش 3 – 2 - 1 بایستی جای اعداد رو که چند لحظه نمایش داده می شه به خاطر بسپارین و روی جای اون ها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنین بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکس العمل و درستی اون محاسبه و نمایش داده می شه...

این هم یه عکس به مناسبت روز معلم (هرچند یکم دیر شده)
دوست داشتنی ترین معلم دنیا ![]()

سلام دوستان
یه سلام ویژه هم به خانم امیری، امیدوارم حالتون خوب باشه و سال خوبی رو شروع کرده باشین. عذر خواهی منو بپذیرین...ممنون از احوال پرسیتون و خیلی متشکرم که سر میزنین به ما و مارو هنوز فراموش نکردین. انشاالله همیشه موفق٬ سلامت و شاد باشین![]()
لینک حل هوم ورک جرم رو براتون گذاشتم که یکی از بچه های جداسازی حل کرده٬ کامل نیست ولی فکر میکنم درست باشه تا همونجایی که حل شده. البته عجله ای برای تحویل دادن نداشته باشین چون اولا وقتش تا پایان ترمه و دوما خانم اسکندری گفتن که احتمالا جواب کاملشو دارن ( البته مطمئن نیستن هنوز)
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
یه لینک جالب هم براتون گذاشتم٬ هر جا متوقف شد میشه با موس حرکتش بدین. البته یکم مراعات حالشو بکنین لطفا...
http://www.planetdan.net/pics/misc/georgerag.swf
سلام به همه ی بچه های طراحی فرایند ۹۰ دانشگاه سمنان
بلاخره سال ۹۱ هم تحویل شد...
مهم نیست که قفلها دست کیست
مهم اینست که کلیدها دست خداست...
از ته دل دعا می کنم که شاه کلید تمام قفلهای زندگیتان را
از خداوند در این سال عیدی بگیرین...
اين روزها زمان سريعتر ميگذره، چون شمارش معكوس براي يك شروع ديگه آغاز شده. حالا كه فقط ۱ روز به آخر سال باقي مونده، حالا كه قراره صبحها تا ديروقت بخوابيم و شبها تا صبح بيدار بمونیم، حالا كه قراره برنامههاي جديدي داشته باشيم، بيشتر تلويزيون تماشا كنيم، كتاب و مجله بخونيم، لباسهاي نو بپوشيم و... حالا كه قراره به ديدار قوم و خويش بريم يا قراره كسایي رو ببينيم كه از نوروز ۹۰ سراغشونو نگرفتيم يا قراره از يه دست عيدي بديم و از دست ديگه عيدي بگيريم و بدون برنامه نباشيم. فرصت ۱ روزه تا نوروز، زمان مناسبیه تا به يكي از مهمترين آداب و رسوم اين ايام بپردازيم:
ديد و بازديد يا همون عيد ديدني:

همون كه بعضيا را به شوق میاره و بعضیا را دق ميده، براي بعضيا شاديآوره و براي عدهاي عذابآور، شما جزو كدوم دستهايد؟
چه طرفدار رفت و آمد نوروزي باشيد يا از گروهي باشيد كه به اجبار و اكراه روانه خانه دوست و فاميل ميشيد، ديد و بازديد يكي از سنتهاي كهن نوروزه كه اتفاقا اسلام هم بر آن صحه گذاشته و به سنت جاري بسياري از خانوادهها تبديل شده. اما همين سنت حسنه، خودش آدابي داره كه اگر رعايت نشه، تبديل به عذاب ميشه و چه ميزبان يا ميهمان رو آزار خواهد داد.
بگومگو ممنوع!!!
وقتي وارد خانه شديم، حس كرديم كه فضا سنگين است، سكوت خانه و بغض بچهها از يك طرف و خنده و تعارف مصنوعي صاحبخانه و رنگ پريده همسرش، همه گواهي ميداد كه اوضاع ناآرام است، به خصوص اين كه خانم و آقاي ميزبان حتي يك كلمه با هم حرف نميزدند و چشم غرههاي مكرر آنها به هم سرانجام كار دستشان داد، حتي لبخندهاي سردشان نتوانست دل پردردشان را پنهان كند. علت جر و بحث هم ميزان عيدي بود كه آقا به بچه برادرش داده بود و خانم شاكي بود كه چطور به فرزند خود چنين رقمي را نداده است. خلاصه دوباره بحث بالا گرفت و تلاش ما براي مصالحه به نتيجه نرسيد. يك ساعتي كه روي مبلمان سفت نشستيم، از خجالت نه چاي خورديم و نه ميوه و آجيل و هيچ چيز ديگر و تا وقتي از در منزلشان خارج شديم، همچنان صداي جر و بحثشان ميآمد. اين هم يك نوع عيد ديدني است.

بحث نكنيد، گپ بزنيد!!!
بعضيها هم عادت دارند به محض اين كه به مهماني ميروند يا مهماني را در خانه خود ميبينند، از مشكلات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، بينالمللي، سياسي و ... ميگويند و اين نوع بحثها زمينهاي است تا يك مشاجره داغ با طرف مقابل بالا بگيرد. دست آخر هم مجلسي كه قرار بوده صرف ديد و بازديد شود، به ميدان جنگ و مناظره تبديل ميشود كه لذت همصحبتي را از شما ميگيرد. پس لطفا نه تنها نزد مهمان آبروداري كنيد و اختلافات خانوادگي را نزد مهمانانتان آشكار نكنيد، با ميزبان يا مهمانتان بحث نكنيد، بلكه گپ بزنيد.
بعضيها هم عادت دارند هنگام ديد و بازديد از زمين و زمان گله ميكنند و غم و غصهشان را به ميزبان منتقل ميكنند. مهماني جاي طرح مشكلات و خون به جگر كردن مهمان يا صاحبخانه نيست.
![]()
سرزده جايي نرويد!!!
روزهاي تعطيل حال و هواي خوبي دارد، يك ناهار دلچسب ميخوريد و به يك قيلوله يكساعته ميرويد كه ناگهان ساعت ۲ بعدازظهر زنگ خانه به صدا درميآيد و پسرخالهتان با اهل و عيال از راه ميرسد، بايد سريع آماده شويد و وسايل اضافي را جمع كنيد و لباس بپوشيد و چاي آماده كنيد و ... پس لطفا با لعن و نفرين صاحبخانه ديد و بازديد نوروزي را به جاي نياوريد.
چه اشكالي دارد اگر با يك تماس ساده، ميزبان را از برنامهتان مطلع كنيد؟؟؟

عيدديدني يك ساعت، دو ساعت نه ۱۲ ساعت!!!
ديد و بازديد نوروزي با ساير ديد و بازديدهاي سال متفاوت است، شايد در هر موقع از سال براحتي منزل اقوام برويد و با اصرار از شما بخواهند، شام يا نهار مهمان آنها باشيد، اما نوروز براي بسياري از خانوادهها فرصتي براي مهمانيهاي طولاني نيست.
بد نيست به ساعتتان نگاهي بيندازيد. حواستان باشد كه بچه صاحبخانه خوابش ميآيد و گپ و گفتهاي طولاني شما بعد از شام، اعضاي خانواده ميزبان را عاصي نكند.
.jpg)
آمده اید مهمانی یا سرک کشی؟!!
اگر در ايام نوروز شما را به صرف نهار، شام، عصرانه و ... دعوت كردند يا براي ديد و بازديد به منزل اقوام و دوستان رفتيد، به زندگي خصوصي آنها سرك نكشيد.
بعضيها هم عادت دارند هنگام ديد و بازديد از ميزبان يا ميهمانشان سوالات خصوصي ميپرسند، يادمان باشد كه هدف ما از اين ديدارها چيست آيا قصد ما تفتيش عقايد است؟

بچه كو؟!!
" ا... بچه كو؟ " اين سوال آقاي مهمان از خانم مهمان است و خانم كه به نظر ميرسد مسوول رتق و فتق امور است صدا ميزند: «اميد... اميد...» و خيز برميدارد به سمت اتاق خواب ميزبان كه كودك ۵ ساله ميزكار را به هم ريخته، صاحبخانه در آستانه انفجار است كه با خنده مصنوعي ميگويد: عيبي نداره...لطفا حواستان به بچهها باشد، چه مادرهستيد يا پدر، بچهها را به هم پاس ندهيد، اين كه فرزند شما تحت نظارت شما نيست و با ورود به خانه دوست يا آشنايي، قابل كنترل نيست و باعث شرمندگي شما ميشود، نشانه ضعف شما به عنوان پدر و مادر در تربيت فرزندتان است.

تعارف اومد، نيومد داره!!!
«تو رو خدا شام تشريف داشته باشيد، يه لقمه نون و پنير با هم ميخوريم». اگر ميزبان شما با اين جمله شما را به شام دعوت ميكند، بدانيد كه با شما رودربايستي دارد، پس قرار نيست شما شام در منزل او باشيد، اين كه هيچ بوي غذايي استشمام نميكنيد و خانم صاحبخانه از لحظه ورود نزد شما مينشيند، نشانههاي خوبي است كه پي ببريد، صاحبخانه تنها شما را تعارف به شام ميكند.
اما اگر ميزبان هستيد و اجاقتان خاموش است بدانيد تعارف اومد نيومد داره و چه بسا با همين تعارف ساده، گرفتار شويد. چرا وقتي آمادگي نداريد، تعارف ميزنيد؟!

آرامش اعصاب با ديد و بازديد نوروزي...
اگر از جمله افرادي هستيد كه با خريد ميوه ، شيريني و آجيل و گذاشتن آن مقابل مهمان و حتي دست به جيب شدن و عيدي دادن به بچهها، قلبتان در آستانه ايستادن قرار نميگيرد و آن قدر دست و دلبازيد كه خم به ابرو نميآوريد، بدانيد كه ديد و بازديد و مهماني باعث كاهش استرس و فشارهاي رواني ميشود. چرا كه انسان دوست دارد كه هم ديگران او را دوست داشته باشند و هم به ديگران ابراز لطف كند، بنابراين ديد و بازديد از جمله روشهايي است كه ميتوانيد محبت خود را به ديگران ابراز كنيد.

ديد و بازديدهاي نوروزي هرچند كه به خاطر مشكلات، دغدغهها، دلمشغوليها در حال كمرنگ شدن است، گاهي ما را خسته ميكند، گاهي خرج ميتراشد، گاهي هم دردسر ميآفريند، اما سنت حسنهاياست كه بايد بماند و ما قدرش را زماني ميدانيم كه درك كنيم :
شايد سال آينده در ميان عزيزاني كه امسال به سراغشان ميرويم، نباشيم.

تا که بودیم٬ نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانیم که هست
نه در آن موقع که افتاد و شکست...
پیشاپیش عیدو به همه بچه های طراحی فرایند ۹۰ دانشگاه سمنان تبریک میگم
این لینکو تقدیم میکنم به همه ی دوستان به عنوان کادوی سال نو
روی صفحه ی ایجاد شده کلیک کنین و موس رو بکشین
هر آنچه خواهید دید٬
تقدیم به شما...
الهی...
با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار٬ دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام.
بدهی کریمی٬ ندهی حکیمی٬ بخوانی شاکرم٬ برانی صابرم.
الهی...
احوالم چنان است که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی٬ نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز.
یا ارحم الراحمین...
بهترینها را در این روزهای پایانی سال برای عزیزانم ودوستانم که از بهترینها هستند٬ مقدر فرما.

این اولیشه
بنویسین تا بقیش برسه...
http://img4up.com/up2/38856056145798575599.jpg
بقیه اش:
هوم ورک ۲ (روش ۱):
http://img4up.com/up2/41909196645723977127.jpg
ادامش:
http://img4up.com/up2/45823609308392185442.jpg
هوم ورک ۲ (روش ۲):
http://img4up.com/up2/69290515135177917223.jpg
هوم ورک ۳ رو هم که آقایون تو کپی هاشون دارن لطف کنن برامون بذارن
تمام.
و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی
یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه
و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره
و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه
چه کاری برای نجات خودت می کنی؟؟؟
راهنمایی: می تونی از این شیر هم کمک بگیری...
جواب در ادامه مطلب هست، ولی خودت فکر کن ببین چقدر باهوشی!

دانشجويي که سال آخر دانشگاه خود را ميگذراند به خاطر پروژهای که انجام داده بود جايزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت يا حذف ماده شيميايی «دی هيدورژن مونوکسيد» توسط دولت را امضا کنند و برای اين درخواست خود، دلايل زير را عنوان کرده بود:
۱- مقدار زياد آن باعث عرق کردن زياد و استفراغ ميشود.
۲- عنصر اصلي باران اسيدي است.
۳- وقتي به حالت گاز در ميآيد بسيار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد ميشود.
۵- باعث فرسايش اجسام ميشود.
۶- حتي روي ترمز اتومبيلها اثر منفي ميگذارد.
۷- حتي در تومورهاي سرطاني يافت شده است.
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلي علاقهاي نشان ندادند و اما فقط يک نفر ميدانست که ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوکسيد» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوي فوق «ما چقدر زود باور هستيم» بود!!
یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند.

میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد.

قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْكَري - عليه السلام - : مَنْ كانَ الْوَرَعُ سَجّيَتَهُ، وَالْكَرَمُ طَبيعَتَهُ، وَالْحِلْمُ خُلَّتَهُ، كَثُرَ صديقُهُ وَالثَّناءُ عَلَيْهِ.
«أعلام الدّين، ص 314»
امام حسن عسكري - عليه السلام - فرمود: هركس ورع و احتياط در روش زندگيش، بزرگواری و سخاوت عادت برنامه اش و صبر و بردباری برنامه اش باشد; دوستانش زياد و تعريف كنندگانش بسيار خواهند بود.