روز میلاد تو...
اول همه شکله هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه بهم دیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم٬ بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
واسه بردن بازی٬ روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد...
فاطمه جان تولدت مبارک

امروز خورشید درخشانتر است
و آسمان آبیتر
نسیم٬ زندگی را به پرواز میکشد
و پرنده آواز جدید میسراید
امروز بهاری دیگر است
در روز تولد مهربانترین
امروز را شادتر خواهم بود
و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد
جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد
تمامی گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود
ای مهربانترین
روزهای زندگی ات هر روز گوارا باد
میلادت مبارک
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 3:28 توسط مهری معرب
|
وبلاگ مهندسان جوان